top of page

سرودی از استاد یوسف کهزاد :
ما از ازل به طالع خود بد ستاره ایم
یک خود پرست ملت صد پاره پاره ایم
از ما شراب وحدت و مستی دگر مخواه
از بسکه ما، به طینت خود بدگذاره ایم
پایین نیامدیم ز کوهء غرور خود
ما را کسی نگفت که آخر چه کاره ایم
نی یار، یار ماست، نه دشمن رقیب ما
ما خود، به جان خرمن خود یک شراره ایم
از تخم کینه، ما ثمر خون گرفته ایم
پشتون و تاجکیم، اگر هم هزاره ایم
در جادهء نفاق به ما کس نمیرسد
دنیا پیاده میرود و ما سواره ایم
از ما شریفتر نبود در جهان، ولی
در وقت چور منتطر یک اشاره ایم
یک مشت خاک گشت وطن، از کمال ما
بر افتخار کردهء خود، در نظاره ایم
غیرت همین بس است که در قلب آسیا
یک تکدرخت خشک، به یک دشت خاره ایم

bottom of page