top of page

الحاج نورعلی به تخلص ( اسیری ) در سوک فرزانه مرد غوری هجری ساغری از ولسوالی تولک ولایت غور
دریغا هجری از دار فنا رفت
ز ساغر معدن علم و حیا رفت
هزاران حسرتا زین درد جانسوز
زخاکپل بلبل نطق و نوا رفت
نباشد طاقت فرمان قلمرا
که بنوسید گنج پربها رفت
هزار افسوس و آه آن نخل پربار
ازاین دارفنا سوی بقا رفت
وداع دوستان بنمود یکسر
ازاین دیر پراز درد وبلا رفت
جبینش نورباران وقت مردن
به شور و هلهله سوی سما رفت
فراقش دوستان را کرد غمگین
ز جمع دوستان سوی خدا رفت
اگر چه عمرپربارش فزون بود
ولی قلبش جوان بود و صفا رفت
بجا از خود گذاشته گنج سرشار
خودش خوشحال ازاین محنت سرا رفت
سخن هایش همه گنج معانی
بجا ماند و چو عشق بی صدا رفت
اسیری از فراقش گشته محزون
که هجری همدم هر بینوا رفت
bottom of page

