top of page

| تهماسبی خراسانی |

بویِ بهشت، تکه‌ای از نور در سبد
طعمِ انار، خوشه‌یِ انگور در سبد

احساسِ موج، قافله‌یِ کوه، رودِ سبز
یعنی تمامِ آینه معمور در سبد

جنگل؛ ابهّتی که به دریا رسیده و...
جنگل سروده نوده‌یِ ناجور در سبد

سرگرمِ لخچه‌کردنِ بید است «گل‌نگار»
سرگرمِ بافه‌دادنِ مزبور در سبد

حالا سبد به حدِّ بلوغش رسیده و
سویِ بهشت می‌برد از دور در سبد

دیدم کنارِ شبنم و آیینه و انار
افتاده عکسِ دخترِ مغرور در سبد

دیدم سبد به حدِّ بلوغش رسیده و
دیدم شکوه و دبدبه‌یِ حور در سبد

bottom of page