top of page

مرحوم حاجی محمد نسیم ( پروانه ) فرزند محمود خان برادر مرحوم حاجی محمد سعید ( مشعل ) از ولسوالی تیوره ولایت غور.
عالمی پر فتنه و پر شور و غوغا گشته است
صد علامت از قیامت بین که پیدا گشته است
عزت اهل شرف امروز عنقا گشته است
بیرق ارذال را بنگر که بالا گشته است
اهل عزت اهل عزلت گشته در کنجی خموش
صدر محفل گشت امروز آنکه شد ایمان فروش
بی شرف بالانشین اهل شرف پایان در
عزت چوکی بود از صاحبان مال رز
نیست هرگز امتیاز با شرف تا بی پدر
در نظر ها اهل حرمت گشته اکنون کم نظر
مردمان نیک چون عنقا و همچون کمیا است
سایه آدم نمی یابم یارب در کجا است
ای پسر دهقان خودشو خویشتن را شادکن
بازوت را رنجه ساز و خویشرا فرهاد کن
تا توانی سنگ بشکن هی هی وفریاد کن
تا بدست آری تو نانی ملک خود آباد کن
راحت و نام نیکو بردست دهقان است و بس
جان من امروز خوانی بسته بر نان است بس
رسمیت داری و چوکی را نمانده اعتبار
عاقبت گردد تقاعد یا شود مطرود کار
میدهد آخر گلویش هیئت و قانون فشار
می نیرزد رسمیت داری بچندین گیرو دار
وآنکه زحمت می کشد از راه مشروع وحلال
عزت و راحت نصیب اوست دائم ماه و سال
خانی امروز از اوباش ارذال است و بس
عزت چوکی و نام از صاحب مال است وبس
اعتبار از بد زبان و فحش ودلال است و بس
صاحبان نام اجداد از ازل لال است و بس
درحقیقت خان کسی باشد که اونان میدهد
بهر خوشنودی خالق روز شب جان می دهد
بی حیائی شد برون از حد به این ابنای حال
بسکه مغرور اند آخر دارد این شیوه زوال
گر توانی زین میان بگریز ای جان پدر
ترسم از روزیکه بر تو نیز بنماید اثر
روزگار خویش را من نیز بنمودم تباه
هستم از افعال خود شرمنده و روی سیاه
ناصحم بر تو ولی بر خویشتن گم کرده راه
نصح من بشنو مکن بر سوی افعالم نگاه
در ره علم و شریعت تا توان فرزانه باش
دائما تو گوش بر گفتار این پروانه باش

bottom of page