top of page

| حسن ابراهیمی |

زندگی
شعرِ بلندی‌ست
زانو بغل کرده و مچاله شده در کاغذها
نوشتم
خوب از آب درنیامد
خط زدم
خط‌خطی شد زندگی
قبل از پرت شدن به جهانِ آدم‌ها...
و سطلِ آشغال پُر است
از کلماتی خیس و جنین‌مرده‌یِ شعرها

سطرِ بعدی:
رویِ تخت‌خوابِ دونفری
تنهایی دراز کشیده؛
نوشته نشده
تا زنی نخواند،
چه ساده گریه می‌کنند مردها!

۷ عقرب ۱۳۹۸ ـ کابل

bottom of page