top of page

ای زمزمه سای ثنای تو زبانها
گردید سراسمیه شوق تو جنانها
ذکر تو بود زاد ره عالم عابد
فکر تو مراد دل عرفان به نها نها
سرمست خیال تو چه دیوانه چه هوشیار
سرخوش بوصال تو جدا گشته زجانها
پرورده نعمائی تو هرمومن و کافر
سرزنده سودائی تو کون است ومکانها
تاکی , ابدالدهر به تحریر درآید
گربگزرد از سر چو قلم جمله بیانها
برطی بیابان صفات تو کمر بست
گم کرد پی خویش برای تو کمانها
موسی صفتان که طلب کرده جمالت
برطور رسیدند زکف رفت عنانها
گوساله پرستان طلب نام ونشان کرد
آخر گه گزشتند ازین نام ونشانها
حیران که چونی ناله وافغان کند ازدرد
این ناله وافغان وراست بیانها
bottom of page

