top of page

| حلیمه سلیمی |
سفید کرده کدام اتفاق مویت را؟
کمی بخند که غم برده آبرویت را
نشانِ در تو ازین زندگی نمیماند
غمی که ساخته اینگونه کاه، [کویت]* را
نگاه میکنی، آیینه زار میگرید
زوالِ یکشبهیِ آفتابِ رویت را
دوباره هیبتِ یک درد، یک سکوتِ بلند
در اهتزاز درآورده چارسویت را
تمامِ عمر حریفِ دلت خودت بودی
شده گذشتِ زمان، استخوان گلویت را...
ولی خلافِ هرآنچه که بر تو میگذرد
گرفته مرگ در آغوش، آرزویت را
bottom of page

