top of page

حیدر ندا
بارِ اندوه تو را مجبور با خود می‌برد
حسرتت را مادرت در گور با خود می‌برد
شعله‌ی لرزان شمعی! در دل تاریک شب
ظلمت این شب تو را ای نور با خود می‌برد
بدسگالان دستچین کردند خوبان را مدام
شهدِ گُل‌ها را فقط زنبور با خود می‌برد
حیف که دار و ندار ملتی را سال‌هاست
یک گروه کوچکِ مزدور با خود می‌برد
هر کجا باشی در این کشور تو را دست اجل
عاقبت یک جور نی یک جور با خود می‌برد

bottom of page