top of page

| خجسته الهام |

نهالِ خسته‌یِ من، بی‌بهانه رقص بکن
به موج‌موجِ تنت، بی‌ترانه رقص بکن
اگرچه زندگی‌ات سایه‌هایِ لرزان‌ست
ولی تو رقص بکن، شادمانه رقص بکن

تمامِ فصلِ دلت برگ‌برگ می‌ریزد
به خنده‌هایِ قشنگت تگرگ می‌ریزد
افق به هرچه نگاهت بلند، بی‌پروا
اگرچه در قدمت یأس و مرگ می‌ریزد

برقص دخترِ من! انجماد می‌شکند
فضایِ خسته‌یِ باروت و باد می‌شکند
برقص دخترکم! پایِ غصه کوتاه است
اگرچه صبرِ دلت
امتداد…
می‌شکند

به رویِ ماهِ تو این روزها کرخت، تهی‌ست
تمامِ لحظه‌ات از سایه‌سارِ بخت تهی‌ست
بخند دخترکم! تا دوباره سبز شوی
اگرچه راه دراز است و کوچه سخت تهی‌ست

برقص دخترِ من! غصه‌ات جنون دارد
دلت شبیه دلِ لاله‌هاست، خون دارد
برقص تا که تمامِ جهان به تو نگرد
برقص! موجِ تنت، قدرتِ قشون دارد

bottom of page