top of page

خلیفه صاحب قاضی سید عبدالقادر فرزند قاضیی صاحب سید عبدالله گمنام از ولسوالی تولک ولایت غور پیرو طریقه علیه نقشبندیه و خلیفه حضرت غوث محمد جان که به اسم محض شعر میسرودند.
شدم مفتون شاهی نیکنامی
فرشته طینت ذوالاحترامی
بود اسم شریف شاه غوث محمد
ستوده خصلت شیرین کلامی
بقد سرو وبه قامت چون صنوبر
برفتن همچو کبکی خوشخرامی
زنور جبه اش عالم منور
چو قرص شمس یا ماه تمامی
به غمزه غارت دل کرده از من
ز مژگانش جگر خورده شهابی
ز عشقت این چنین آشفته حالم
ندارم ننگ هم پروای نامی
ز جور بخت و ازبخت کم خود
ز وصلت هیچ گه نگرفت کامی
خاوندا نصیبم کن همیشه
که بینم عارضش را در منامی
خدا را ای صبا از جانب من
رسانی خدمتش عرض سلامی
تسلی کن دل غمدیده من
به مکتوبی و پیکی یا پیامی
سر افرازم نما ای شاه خوبان
که باشم از غلامانت غلامی
به عبدالقادر از رحمت نظر کن
بود رونق بکارش هم نظامی

bottom of page