top of page

محترم سید عبدالعزیز متخلص به (خالو) فرزند سید نجیب الله از سادات ولسوالی تولک ولایت غور بمناسبت چاپ دیوان عزلیات حضرت حیران صاحب که توسط اینجانب(نادم) و سید سلطان احمد صورت گرفته.
ایا حیران دریای لطافت
صفای شعر تو در هر زمان است
به زر گردیده دیوانت منقش
مزین نکته هایش درفشان است
ز ارزشهای نکّات فشرده
قلم از شرح و صفش ناتوان است
هجوم دیدگاه رفعت تو
به آن بامی که عظمت نردبان است
تو آنی آفریدی در زمانه
به آثاری که ما را جسم و جان است
هدایات تو چون شمع فروزان
فرا راه شیوخ عارفان است
همه دانند که در هر علم حیران
علمبردار وصدر عالمان است
بزرگی از عطای ایزد پاک
تو گویی ارث در آن خاندان است
بدیدم چاپ دیوانت به خوبی
ز علو همت نادم عیان است
به تقریظی که در آن درج گشته
ز اشخاص ادیب نکته دان است
همی دانیم آن سلطان احمد
ز بذل، همتش زان دودمان است
مکن ( خالو) تو گستاخی به (نادم)
توئی یک قطره او بحر کران است




كوهسار كهن چه پر زنور است
درخا طره هاي ما سرور است
تمكين جهان معنويت
كان هنري به جام غور است
سيرفلكي ونور مهتاب
قطب هنري ومحور آداب
بخشيده خرد شراب تحصيل
بر نوشيدگان باده ناب
تصوير علايمات در بار
تابيده زگوههران شهبار
آثار پديده هاي روشن
در عالم خواب نقش بيدار
غور است وشهير قلب كشور
اين كشور آسيا وخاور
گههواره دانش وتمندن
اي كوكب آريايي پيكر
منقوش جواهرات از چيست
كشاف منابع ات از كيست
در سعي وتلاش وزحمت خويش
تحصيل نما كه عمده نقشست
از بهر وصدف زمرد از سنگ
دنيا هنر سروده آهنگ
زيبايي وتاروپود ميهن
از سيقل دانش است وفرهنگ
نظم خردو شعور آباس
نجم ملكان غور بر جاست
اعيان غيور ملك رفتند
از چهره نسل ما هويداست
خالو سخن تراست اينك
در گوش وطن نداي تولك
طبع نمكين خوستر ايد
گر شعر وادب تراست مسلك

bottom of page