
سید عبدالقدیر متخلص به ( ساعد ) فرزند عبدالقادر ( علوی ) نواده سید غیاث الدین علوی از ولسوالی اوبه زمانیکه متعلم صنف ده لیسه سلطان غیاث الدین غوری بود به تخلص ( همیم ) عنوانی ( نادم ) چنین سروده است اکنون سال سیزده هشتاد و پنج هجری شمسی که از دانشکده انجنیری هرات فارغ گردید نمی دانم به چه تخلص شعر خواهد سرود.
شاعر و عارف دانای هنر ای نادم
طبع شیرین تو بهتر ز شکر ای نادم
سخن خویش که تو منظوم نمای در شعر
همه پند است به معنی چو گهر ای نادم
پند استادی و اندرز حکیمانه تو
بهتر از گفته و هم مهر پدر ای نادم
هست شعر و سخن و پند تو در معنی
برتر از اخترو خورشیدو قمر ای نادم
دل ز گفتار تو اندر تن من نور گرفت
گفته هایت همه تاجیست بسر ای نادم
خواهم از خالق یکتا که مصاحب باشی
به همه حال و سفر هم به حضر ای نادم
خواهش من ز خداست که یکدم نشود
سایه لطف تو کوتاه ز سرم ای نادم
هرچه گویم ز صفات تو بود اندک و کم
باشد آن طبع روان تو چو بحر ای نادم
این ( همیم ) از سر اخلاص دعا میگوید
تا ابد باد به کام تو ظفر ای نادم

