top of page

سعید محمد به تخلص شکیبا از ولسوالی تولک ولایت غور به عنوان درد دل از یک کارمند دولت.
بروقاصد بگو میر عسس را
گرفتی بیروبار وپیش وپس را
نصحیت میکنم گر گوش گیری
مرنجان ای عزیزم هیچکس را
غنیمت می شمار هر لحظه از عمر
مکش بیهوده جانم یک نفس را
اگر بحر محیطی در بزرگی
بسر چون گل دهی جاخارو خس را
بهر شغلی که گردیدی موظف
فراموشت نسازی داد ورس را
بمیدان تظلم ای عزیزم
گمانم تیز میرانی فرس را
همی ترسم رسی آخر بحالی
که رم داده نتانی یک مگس را
اسارت مشکل است جان برادر
شنو آن ناله مرغ قفس را
اگر قدرت زحزب دگری شد
مگر مسکن کنی بند و رس را
اگر یادی ز قبر و گورداری
بیا بگذار این حرص و هوس را
شکیبا طالب راه خدا باش
مرنجان بعدازین مور و جرس را
bottom of page

