top of page

سیما ضمنی
هر سحرگه در دلی، هر شام یادت می‌کنم
گر نشینم اندکی آرام یادت می‌کنم
گر قلم بر دست گیرم پیش چشمانم تویی
یا نویسم بر کسی پیغام یادت می‌کنم
روزها با عکس تو درد دلم را گفته‌ام
با دل افسرده‌ی ناکام یادت می‌کنم
نام تو ورد زبانم گشته حتا، گوش کن
کوچه‌ها را گر گذارم گام، یادت می‌کنم
دور خود را با خیالاتت قفس‌ها بافتم
بلبلی را بنگرم در دام یادت می‌کنم
هی بیا صبر دل سیما به آخر می‌رسد
هر سحرگه در دلی هر شام یادت می‌کنم

bottom of page