
ابو عبدالله مولوی شراف الدین متخلص به اغتصام از ولسوالی تولک ولایت غور هستند .
از نوای حریت کشور بیاد آمد مرا
قلب کشور غور نام آور بیاد آمد مرا
چهره مظلوم ملت را چو دیدم یک نظر
شه غیاث الدین وآن لشکر بیاد آمد مرا
ابر نیسان ژاله می بارید بر صحرای غور
اشک طفل و ناله مادر بیاد آمد مرا
از شهنشاهان هندی راضیه سلطان غور
تا به کشمیر آمدم ساغر بیاد آمد مرا
در میان معرکه دیدم مصاف رزم را
تیرو تیغ ونیزه و خنجر بیاد آمد مرا
کان لعل اندر بدخشان دیدم و شادان شدم
غور زیبا خاک جان پرور بیاد آمد مرا
گر یمن دارد عقیق اندر میان سینه اش
در دل این صخره ها گوهر بیاد آمد مرا
خفته اندر قلب کهسارش هریرود عزیز
چشمه سار غور پهناور بیاد آمد مرا
شمع را دیدم به شب اندر میان انجمن
سبزه زار و لاله احمر بیاد آمد مرا
لاله خون رنگ را دیدم چو در دامان غور
غرقه در خون دیده مادر بیادآمد مرا
هست تولک منبع عرفان علم
آن منار جام کوه پیکر بیادآمد مرا
شهرک است اندر بهاران سبز پوش وخوش نسیم
دشت ها با جامه اخضر بیاد آمد مرا
تیوره اندر خزان گیرد بخود رنگ طلا
میوه ها هر رنگ در ساغر بیاد آمد مرا
رمز آزادی چو بشنیدم من از فروز کوه
قدرت شاهنشاهان بیشتر بیادآمد مرا
یادگار غوریان اعمار مسجد هر کجا
از شکوه شرع پیغمبر بیاد آمدمرا

