
شکیبا رستمی لعلی با اسم هنری شمیم درسال ۱۹۷۴میلادی درشهرکابل دریک خانواده علم پرور دیده به جهان گشود دور ابتدائیه رادرمکتب دهنوده بوری ودور متوسطه ولیسه رادرمکتب رابعه بلخی درکابل به پایان رسانید وبعداز آزمون کانکور شامل دانشکده ساینس دانشگاه کابل کردید وباموفقیت ازاین دانشکده بدرجه لسانس فارغ گردید ونسبت اوضاع نابسامان وطن رابافامیلش به عزم پاکستان ترک کرد وبس ازچندی از اسلام آباد روانه اروپا شده ودرکشور آلمان مقیم گردید ودرحال حاصر درشهر Hammآلمان زندگی میکند وبه حیث مترجم دریکی ازدفاتر ترجمانی ایفای وظیفه میکند .وی سرودن شعررا در هیچ مکتبی ونزد هیچ استادی نیاموخته وبیشتر ازهمه احساس بر او غلبه دارد ودوست دارد درد مردم و. وطنش را تبارز دهد . وازچند سال به این طرف به عرفان رو آورده و اشعارش جنبه عرفانی دارد . وتعداد سروده هایش بیشتراز چهارصد سروده میرسد ودو مجموعه چاپ شده دارد یکی بنام جلوه عشق که حاوی بخش های متعدد عرفانی عاشقانه حماسی وازهرگل برگی میباشد
که در دوصد صفحه بچاپ رسیده است
ومجموعه دیگر بنام آرامش که درصد صفحه بچاپ رسیده ودو مجموعه چاپ ناشده دارد
نمونه کلام
خون وننگ وکینه را آمیختند
آدمیت را میانش ریختند
فتنه ٔ دیگر در آن انگیختند
خودبه شهری دیگری بگریختند
خاک شدآلوده آدم زان مساز
ایخدا از خاک ما انسان مساز
آفتابش می رباید نور را
گور او بندد دهان مور را
پادشاهش سرزندمزدور را
شهدمی بلعد خود زنبور را
زین چنین خاکی دیگرحیوان مساز
زین متاع اینقدر ارزان مساز
طفل درگهوارهٔ خود پیرشد
پیردر دستان طفلان جیرشد
مادر از نوزاد خود تحقیر شد
خون ناحق نعرهٔ تکبیر شد
آدمی از خاک پر عصیان مساز
حیف گل زین خاک هم گلدان مساز

