top of page

استاد عبدالصمد عزیزی صمصام،از ولسوالی تولک ولایت غور.
گهی از علم و از دانش بلافم
گهی پای بند در بند خرافم
گهی پرواز برکیهان نمایم
گهی افتان و خیزان چون زحافم
گهی من دور دنیا را نوردم
گهی چون جولکان دورم ببافم
گهی چون مرغکی بشکسته بالم
گهی همچون همای کوه قافم
گهی چون سیل طوفانی وتیره
گهی در ظرف پاکی آب صافم
گهی با دوستانم شاد وخندان
گهی افسرده سرزیر لحافم
گهی چرتی به یک کنجی نشسته
گهی مصروف کار همچون صحافم
گهی پروایم از سود زیان نیست
گهی در فکر پیسه چون صرافم
گهی دلتنگ و تاریک و مکدر
گهی بر قلب چون آینه صافم
گهی بر نیم نان دارم قناعت
گهی نکند همه عالم کفافم
گهی من ژنده پوش ژولیده مویم
گهی آراسته چون روز زفافم
گهی اوضاع من بی نظم و ترتیب
گهی طبق پلانینگ و گرافم
گهی رسوا و بدنام و گنهکار
گهی با چهره ظاهر عفافم
گهی با فکر و با عزم و اراده
گهی هوش رفته و سردر کلافم
گهی با "اکت " هوشیاری ببالم
گهی گولم باین است اعترافم
گهی در باغ وگل گشت و تماشا
گهی در مسجد و در اعتکافم
گهی اشعار گویم گه نویسم
گهی قالین و سومک دست بافم
گهی باانظباط و سخت گیرم
گهی برصد رسم اعتسافم

bottom of page