top of page

عزیزالله آریافر
با دل خریدارم پریشانبودنت را من
در میهن برباد ویرانبودنت را من
اندوه پنهان ترا در پشت یک لبخند
در زیر چتر آه خندانبودنت را من
آن چشمهای سوگوار و بیقرارت را
در زیر کوه درد پنهانبودنت را من
با اشک میخوانم تو و بیچارگیهایت
در غربت نایم نیستانبودنت را من
فریاد خاموش ترا در شامگاه تلخ
در کشور تاریک حیرانبودنت را من
چون ماهی درماندهای در آبهای تار
ایکاش بینم باز رخشانبودنت را من
در زادبوم مهر روزی میدمد خورشید
جشنی کنم برپا درخشانبودنت را من
bottom of page

