top of page

| عنایت شهیر |

شب که می‌آید به دیدارم، گلِ سرخِ مزار!
خانه را در خواب می‌کارم، گلِ سرخِ مزار!

روزها اخبارِ بد، مغزِ مرا هی می‌خورد
شام اما خانه می‌آرم، گلِ سرخِ مزار!

خانه را آیینه می‌کارم که صدچندان شود
جلوه‌یِ کاکل‌زری ـ یارم ـ گلِ سرخِ مزار!

اختیارم دستِ گل، آغاز و انجامم گل است
می‌کشد یک‌روز بر دارم، گلِ سرخِ مزار!

مثلِ حسِ انتقام و خودکشی پیچیده است
در سرم، در ذهنِ بیمارم، گلِ سرخِ مزار!

جایِ او گلخانه، اما خویش را جا می‌زند
روزها در نقشِ دلدارم، گلِ سرخِ مزار!

دست‌بازی می‌کنم با شبنمی بر رویِ گل
غیرعادی است رفتارم، گلِ سرخِ مزار!

دوستت دارم؛ اگر هشتاد سالِ آزگار
گل دهد گلدانِ انکارم، گلِ سرخِ مزار!

bottom of page