top of page

دل، اگر مایل خدا گردد
کی دگر گرد ما سوی گردد؟
هر که زد پشت پا دو عالم را،
محرم بزم کبریا گردد
گر بگیری تو دامن دل را
به خدا، حاجتت روا گردد
رهرو جادهی محبت را
فکر پاپوش، خارپا گردد
رم ز مردم کن و به صحرا رو،
تا دلت خانهی خدا گردد
شود از خویش نیز بیگانه،
به خدا، هر که آشنا گردد
عاقبت میرسد به پای کسی،
دیده گر نقش بوریا گردد
کی تجلای دوست میبیند؟
خانهی دل چو بیضیا گردد
اعتباری به پیش یار نماند،
ضامن ما مگر خدا گردد
در حریم وصال او، شایق
دل چو نبود، که رهنما گردد
غلام حضرت شایق جمال
bottom of page

