
غلام محی الدین افگار از قریه دره تخت ولسوالی چشت شریف ولایت هرات که عنوانی اینجانب سید محمد رفیق نادم غوری تحریر یافته بجواب نامه شعرم چنین میگوید:
ای نسیما بلبل گلزار عرفان را بگو
نادم شرین کلام نسل حیران را بگو
نامه سر بسته اشعار تو برما رسید
آن برادر زاده دانایی ویران را بگو
شاد باد ارواح آن مهجوره آتش کلام
آن عفیف بارگاهی پاک یزدان را بگو
سید محمد بن حیران وزرفیقش مستمند
باز ان محمود طرزی کابلستان را بگو
بود مفتی گل محمد دوستدار شمس دین
ازمنی افگار جمله دوستداران بگو
حاکم حکم شریعت قاضی شرع نبی
صاحب فیض و کمال و شعرو دیوان را بگو
قطره یی طوفان از عشقش به قلب من چیکد
یعنی خورشید شریعت شمس تابان را بگو
ای صبا با روح پاک حضرت حیران رسان
عرض حال عاجز محزون گریان را بگو
آتش برسینه دارم هیچکس واقف نشد
دردمن از حد گذشت آن شاه مردان را بگو
من که تلمیز غیاث الدین ویران بوده ام
یعنی روح پاک استاد سخندرن را بگو
خادم ویران و حیران است افگار حزین
آن طبیب مهربان دردمندان را بگو

