
محترم قاضی عبدالقدوس دانش از ولسوالی تولک ولایت غور می باشند شعر شان که در ذیل ذکر میشود حکایتی دارد به این شرح:
شخصی دخترش را به صغارت به نکاح میدهد چون دختر بزرگ میشود تن به رضا نداده با این وصلت مخالفت همی کند موضوع را پا به محکمه می کشد و در آنزمان شخصی سلیم نام مجاهدی سرشناس و محترم که هر دو پا در راه جهاد از دست داده بود خیر اندیشی نموده قاضی صاحب را به حل این قضیه تاکید نموده که شعر ذیل جوابیست بر این در خواست :
ای شهید زنده عالی تبار
از جهاد با روس و ملحد یادگار
تو که شخص عاقل و دانشوری
از جهادت افتخار کشوری
حیف باشد بر تو ای نیکو شعار
محکمه را فلج گردانی ز کار
این مسلمانان از دین بی خبر
میفروشند دختران چون گاو خر
نیست فرق دختر و گاو خرش
در صغارت می فروشد دخترش
می کنند خون در عوض زن میدهند
زن بجای خون به دشمن میدهند
مثل اعراب قدیم با ظلم وزور
دختران را میکنند زنده به گور
تو که اندر راه دین ای حق پرست
هر دو پای خویش را دادی ز دست
با چنین اشخاص ها یاری مکن
زین عمل هرگز طرفداری مکن
ای مجاهد سرور عالی تبار
از کرم بگذار قاضی را به کار

