top of page

محبوب احمدی
در خانه، غمگین؛ کوچه، غمگین؛ در گذر، غمگین
هردم مواجه میشوم با یکنفر غمگین
تعریف ما در نقشهی روی زمین این است:
مخلوقِ دورافتاده و از هرنظر غمگین
خوشبختهای دور و بر در خانه خوشحالند
ما در سیاحت، در ضیافت، در چکر... غمگین
شاید خداجان نوبتی فهرست ما کرده
یک در میانه - یکنفر خوش یکنفر غمگین
معشوقهای محفلِ عقد طرف هستیم
با دستهی گل ایستاده دورتر غمگین
یا غوچیای که جوجههایش را پشک خورده
غچغچ کنان اینسو بپر، آنسو بپر، غمگین
...
معذور دارید این غزل گر غصهآلود است
از عیش خیلی گفتهام لیک امسفر غمگین...
bottom of page

