top of page

از ولسولی تولک ولایت غور ولد سید عبدالرزاق که گاهی به تخلص (مضطر) شعر میسروده وی ولد سید عبدالقادر به اسم محض شعر می گفته ولد قاضی سید عبدالله (گمنام) که نمونه های شعر هر سه بزرگوار را در این مجمع الجواهر می یابید، اشعار بسیار دارند شعر وفازاده که به من اشاره دارد نمومتاً آورده شده است.
نسیما رو به امر کردگارم
به نزد آن محب باوقارم
که یعنی محترم الحاج نادم
ادیب شاعر نیکو خصالم
توئی ابن شریف ابن حیران
ز نسل آن شه دلدل سوارم
اول برگو سلامم را به تعظیم
سپس توضیح بده از حال زارم
اگر پرسد مرا از حال و احوال
بگو الحمدالله شکر دارم
شده چندی به طبع خود ملولم
چه سازم بنده بی اختیارم
تو خدمت کرده ای با کل اقوام
شما را من به الله می سپارم
رفیق و مهربان بودیم با هم
دوامش را ز حق امیدوارم
جدایی از شما بی اختیاریست
خدا کرده نصیب در روزگارم
زحق خوهم شما را کامیابی
عزیز قدر دان ذوالاحترامم
وفا دار زاده ام (نادم) رجا است
که بعد فوت آیی با مزارم

bottom of page