top of page

مرحوم قاضی کل اختیار غوری نواده دختر میزرا محمد "مستند" غوری از ولسوالی تیوره که در اوان نسبتاً جوانی فوت کرده و به مناسبت آمدن شاه وقت محمد ظاهر خان بابای کنونی ملت در ولایت غور چنین سروده است. سه مصرع اول مربوط به امان الله خان است.
خیر مقدم ای شه فرخنده نیکو شعار
ای که اعلی حضرت غازی جهان را یادگار
آنکه بهر مملکت تحصیل استقلال کرد
از رقاب قوم استعمار را ببرید تار
هست اکنون نام نیکش مفخر خاک و وطن
رحمت حق بر روان پاک او بادا نثار
حبذا شاهی که باشد قامع بیداد ها
مرحبا ذاتی که کرد از داد روشن هر کنار
بهر تشیع معارف سعی ها کردی که تا
فائز علم و ادب شد مرد و زن در هر دیار
تا گلستان را ز گل، گل را ز شبنم زینت است
تا که باشد آدمی را علم مدح وز جهل عار
تا زمین گردد به گرد مهر مه گرد زمین
تا بنی نوع بشر را هست در دنیا قرار
تا زنور آفتاب مهتاب باشد مستفید
تا بروج اندر فلک خورشید را باشد مدار
حشمت و اقبال و جاه و و شوکت و فر و شکوه
باد باقی مر تورا تا هست باقی روزگار
سال تشریف تو را ( غوری ) چو پرسید از خرد
گفت در پاسخ بیامد رحمت پروردگار

bottom of page