top of page

| مهران پوپل |
یکی نان از ره قاچاقِ کوکائین درآورده است
یکی هم ثروتش را با فروشِ دین درآورده است
یکی مانندِ من، نان از میانِ سنگ و سیمانها
یکی از لایبلایِ سورهیِ یاسین درآورده است
همان نانی که من با رنج، در سالی درآوردم
امامِ جمعهیِ ما در همان «پیشین» درآورده است
چه کارِ سودمندی کرده آیا شیخ در عمرش؟
به غیر از این که اشکِ مردمِ مسکین درآورده است
نه بیخود در قرائت میکشد با ناز، آن «مَدّ» را
که نصفِ ثروتش را از «وَلَا الضَّالِّین» درآورده است
میانِ شیخِ شهر و روسپی تنها همین فرق است:
که این از منبر و او روزی از بالین درآورده است
bottom of page

