top of page

ای محمد در ربیع کردی حضور
چشم دشمن همچو خفاش گشته کور
طلعت نورت شب دوشنبه بود
بطن مادر در زمین کردی عبور
نور تان اندر جهان تابیده شد
جسم تان آورد با مردم شعور
امتت د ریوم محشر سر فراز
خدمت از غلمان لذت ها ز حور
مرحمت دارد بما هردو سرا
ای خداوند غفور بی نیاز
منکرت از ما بدور از ما بدور
ای خدای بی نیاز و هم غرور
چون حبیب حق شدی ای محترم
با تو میخواهیم که گردیم با حضور
ساغری با عشق تو جان میدهد
مبتلای عشق تو باشد صبور
bottom of page

