
نبی ساقی فرزند شادروان نصرالله سرحدی در سال سیزده پنجاه ونه در ولسوالی دولتیار ولایت غور تولد شده است،وی دانشکده ادبیات را در دانشگاه کابل خوانده است وهم اکنون معلم است در دارالمعلمین ولایت غور از وی مجموعه شعریی بنام (عشق گمشده ) نشر شده است :
بیا که باز دوباره ،ترانه خواهم خواند
بیا که بازغزل،عاشقانه خواهم خواند
بیا که قصده خورشید وعید خواهم گفت
زشوروشادی وعشق وامید خواهم گفت
بیاکه نغمه نغزِ رباب می آید
به بام خانه سحرآفتاب ، می آید
بیا به شیوه دیگر، حدیث بامن گوی
مگو زظلمتِ شب ، ازچراغ روشن گوی
بس است آیه یأس وبس است قصه جنگ
بس است غرّشِ ِ توپ و صدای تیروتفنگ
بس است وصفِ مسلسل ولشکروجبهه
وکارهای که کرده است، سنگر وجبهه
بس است شیشه شکستن ،بس است سنگ زدن
بس است خنده زدودن ، بس است بیتِ حزن
بس است پرده کشیدن به روی عشقِ ِ مجاز
بس است دشنه کشیدن به سوی عشق ِ مجاز
من از قبیله عشـقم ، سرود خواهم گفت
به هرچه رنگِ محبت ، درود خواهم گفت
وپوست کنده وساده ، ترانه خواهم خواند
بدون مصلحت وخودسرانه ،خواهم خواند
زروی هرچه که رازاست ، پرده بردارم
حجابِ عشقِ مجازاست پرده ، بردارم
مرا که لعل لبت هست ، آب لازم نیست
نگاهِ گرمی که داری ،شراب لازم نیست
بس است حرفِ لفافه ،صریح باید گفت
مکن که کردی کلافه ،صریح باید گفت
من ازطراوتِ فصل بهار خواهم گفت
وازطهارت نسل ِ بهار، خواهم گفت
سخن همیشه وهرجا زعشق خواهم گفت
جوابِ پرسشِ ِ فردا، زعشق خواهم گفت
- چنان که آدم وحوا- زمین ، می خواهم
توهرچه می طلبی ، من همین، می خواهم
تمام صوفِ تصوف ترا ، مرا یارم
بهشتِ موعدِ موصوف ترا، مرایارم
اگرزعشق نه ، ازانتـباه میگویم
زفیضِ ِ منظر وطرز نگاه میگویم
زدردِ ملتِ خوابی که غرق نسیان اســت
ونیست نوری،اگرهست،برق عصیان است
دلیل وعلتِ پس ماندگیش خواهم جُست
کلیدِ جدول ِ درماندگیش،خواهم جُست
وازکشاکش ِ عصـرِ جدید خواهم گفت
زترکتازی « قصرِسفید »خواهم گفت
سرود حرکت و ایمان وکار خواهم خواند
حدیثِ عزّت و علم و وقار خواهم خواند

