top of page

مرحوم وکیل عبدالحکیم خان از قریه خواجه گان ولسوالی قبلی شهرک فعلی دولینه ولایت غور باستان که در مورد بنده سروده یک قطعه آن مثنوی و یک مخمس می باشد نخست سروده مثنوی و سه پس مخمس آن را می نویسم:
ای سید خاص پاک طینت
پاکیزه سرشت و پاک سیرت
آثار سیادت هویدا
از نور جبین تست پیدا
با عاطفه ای بلی به تحقیق
پور خلف ورشید صدیق
عزت بتو باد یار و جاوید
ای شاخه پرثمار خورشید
علوی نسب ای رفیق دانا
ای مرکز عقل و مغز و معنی
ای شاخه گل ز نسل حیدر
بشگفته گلی ز باغ سرور
وی سید پاک زاد و فاضل
مهرت چه بجا نشسته در دل
نوک قلمت چه درفشان است
دلخواه تمامی جهان است
ای چشم امید مردم غور
تابنده جبین تست از نور
تدبیر تو پخته رای تو پیر
ای صاحب عقل و فهم و تقریر
ای مرد دلیرو با متانت
الطاف خدای پشتی بانت
خلقی به تو انتظار دارد
بر نام تو افتخار دارد
چشم همه دوخته بسویت
گرویده همه به خلق و خویت
افسوس خود بما نبودی
تا فکر بکار می نمودی

bottom of page