top of page

مانندِ سایه در حواشی دوستت دارم
تا آخرش هم دور باشی دوستت دارم

هرچند با تیغِ حسادت بیش از اندازه
آرامشم را می‌خراشی دوستت دارم

تنها ترین ماهیِ قرمز در دلم هستی
در هیئتِ یک حوض کاشی دوستت دارم

در باغ دیدم روی جلدِ نارون با کارد
پهلوی نامم می‌تراشی «دوستت دارم»

تو مثل یک مجنونِ عاقل عاشقم هستی
من مثل یک لیلایِ ناشی دوستت دارم

کریستال کیانوش

با بوسه های آتشین دیوانه‌ام کردی
هوشیار بودم، آفرین، دیوانه‌ام کردی

نام مرا برده نوشتی «دوستت دا» و
بعدش دوـسه‌تا نقطه چین... دیوانه‌ام کردی

دورم نگرد آخر تو هم دیوانه خواهی شد
از من چه میخواهی زمین؟ دیوانه‌ام کردی!

لبخند را روی لبم آوردی و بعدش
سویم گرفتی دوربین دیوانه‌ام کردی

جان می‌دهم در پیش رویت، هیچ شکی نیست
از دور ها که این چنین دیوانه‌ام کردی

با چشم‌های باز بشنو حرف‌هایم را!...
دیوانه‌ام کردی ببین! دیوانه‌ام کردی!




مانندِ سایه در حواشی دوستت دارم
تا آخرش هم دور باشی دوستت دارم

هرچند با تیغِ حسادت بیش از اندازه
آرامشم را می‌خراشی دوستت دارم

تنها ترین ماهیِ قرمز در دلم هستی
در هیئتِ یک حوض کاشی دوستت دارم

در باغ دیدم روی جلدِ نارون با کارد
پهلوی نامم می‌تراشی «دوستت دارم»

تو مثل یک مجنونِ عاقل عاشقم هستی
من مثل یک لیلایِ ناشی دوستت دارم

کریستال کیانوش

با بوسه های آتشین دیوانه‌ام کردی
هوشیار بودم، آفرین، دیوانه‌ام کردی

نام مرا برده نوشتی «دوستت دا» و
بعدش دوـسه‌تا نقطه چین... دیوانه‌ام کردی

دورم نگرد آخر تو هم دیوانه خواهی شد
از من چه میخواهی زمین؟ دیوانه‌ام کردی!

لبخند را روی لبم آوردی و بعدش
سویم گرفتی دوربین دیوانه‌ام کردی

جان می‌دهم در پیش رویت، هیچ شکی نیست
از دور ها که این چنین دیوانه‌ام کردی

با چشم‌های باز بشنو حرف‌هایم را!...
دیوانه‌ام کردی ببین! دیوانه‌ام کردی!

bottom of page