احمد سعیدی، صدای غور

احمد سعیدی؛ مردی از غور که صدای مردم افغانستان شد
این روزها که استاد احمد سعیدی، نویسنده، دیپلمات پیشین و آگاه مسائل سیاسی افغانستان، در بستر بیماری به سر میبرد، یادکردن از او تنها یادکردن از یک تحلیلگر سیاسی نیست؛ بلکه ادای احترام به انسانی است که بخش بزرگی از زندگی خود را با قلم، سخن و اندیشه در خدمت شناخت دردهای افغانستان سپری کرده است.
احمد سعیدی از ولایت غور برخاسته است؛ سرزمینی که تاریخ آن با فرهنگ، مقاومت، رنج و محرومیت گره خورده است. منابع منتشرشده درباره زندگی او، زادگاهش را ولسوالی تیوره ولایت غور ذکر کردهاند. در یکی از گفتوگوهای منتشرشده از خودش نیز گفته است که در سال ۱۳۳۳ خورشیدی در قریه سموچک ولسوالی تیوره به دنیا آمده و تحصیلات ابتدایی را در لیسه یخن علیای تیوره آغاز کرده و سپس تحصیلات خود را در هرات و کابل ادامه داده است.
زندگی سعیدی از همان سالهای جوانی با آموزش و فعالیتهای اجتماعی و سیاسی پیوند خورد. او در خاطراتش از سالهای تحصیل در هرات و فضای سیاسی دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی نوشته و از تجربههای سیاسی و اجتماعی آن دوره سخن گفته است.
او در دورههای مختلف زندگی، وظایف گوناگونی از جمله تدریس و کار دولتی را تجربه کرد و بعدها وارد وزارت امور خارجه افغانستان شد. بر اساس اطلاعات منتشرشده، سعیدی بیش از چهار سال به عنوان دیپلمات افغانستان در پاکستان کار کرده است. خودش نیز در گفتوگویی از سابقه کاریاش در وزارت انرژی و آب، تدریس و سپس وزارت خارجه یاد کرده است.
اما آنچه احمد سعیدی را برای بسیاری از مردم افغانستان به چهرهای شناختهشده تبدیل کرد، فعالیت او به عنوان تحلیلگر سیاسی، نویسنده و منتقد مسائل سیاسی و اجتماعی افغانستان بود.
او سالها در رسانههای افغانستان درباره حکومتها، جنگ، طالبان، پاکستان، روابط منطقهای، فساد، بحران سیاسی، وحدت ملی و وضعیت مردم افغانستان سخن گفته و نوشته است. در سالهای اخیر نیز همچنان در رسانهها به عنوان تحلیلگر سیاسی حضور داشته است؛ برای نمونه، در جولای ۲۰۲۶ در برنامه «فراخبر» طلوعنیوز درباره سیاست ایالات متحده در قبال افغانستان حضور داشته است.
قلمی که خاموش نشد
احمد سعیدی تنها به گفتوگوهای تلویزیونی بسنده نکرده است. از او مقالات فراوان و چندین کتاب منتشر شده است. پژوهشگاه مطالعات افغانستان در معرفی او از پنج اثر با نامهای «پاکستان محور شرارت»، «بحران فراگیر، فاجعه جبرانناپذیر»، «افغانستان آماجگاه فتنهها و آسیبها»، «نقش دموکراسی در تأمین وحدت ملی» و «ما و فردای پاکستان» یاد کرده است.
در منابع دیگر نیز آمده است که سعیدی مجموعه بزرگی از نوشتههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را که طی چند دهه نوشته بود، به کتابخانه عمومی کابل اهدا کرده است.
در نوشتههای او، یک موضوع بارها تکرار میشود: درد افغانستان و نگرانی برای آینده مردم این سرزمین.
چه با دیدگاههای سیاسی او موافق باشیم و چه مخالف، نمیتوان انکار کرد که سعیدی از جمله چهرههایی بوده که در چند دهه گذشته تلاش کرده است درباره مسائل دشوار افغانستان سخن بگوید و آنها را از زاویه نگاه خود تحلیل کند.
پیوند عمیق با غور
برای احمد سعیدی، غور فقط محل تولد نبود؛ بخشی از هویت و دغدغه فکری او بود.
او بارها درباره وضعیت غور، محرومیت مردم این ولایت و حوادث سیاسی و امنیتی آن نوشته و سخن گفته است. در سال ۲۰۲۱، هنگامی که ولسوالی تیوره در جریان تحولات آن زمان به دست طالبان افتاد، سعیدی مقالهای با عنوان «قصرنشینان کابل با سنگرنشینان غور چه کردند؟» منتشر کرد و در آن با زبان بسیار صریح درباره وضعیت غور و بیتوجهی حکومت مرکزی به این ولایت نوشت.
حتی در سالهای اخیر نیز این ارتباط فکری با زادگاهش ادامه داشته است. در سال ۲۰۲۵، او درباره وضعیت مردم غور و کوچ اجباری خانوادهها در این ولایت با رسانهها گفتوگو کرد.
همچنین در سال ۲۰۲۵، در واکنش به یک رویداد تلخ در تیوره غور، نامهای خطاب به مردم غور منتشر کرد و درباره وضعیت زنان و دختران و پیامدهای خشونت و ازدواج اجباری هشدار داد.
روزهای دشوار زندگی
زندگی سیاسی و اجتماعی احمد سعیدی همیشه آرام نبوده است. در سال ۲۰۱۵ او هدف یک حمله مسلحانه در کابل قرار گرفت و بر اثر شلیک گلوله زخمی شد. گزارش رسمی ریاستجمهوری وقت افغانستان نیز از عیادت محمد اشرف غنی از او در شفاخانه امنیت ملی خبر داده است.
طلوعنیوز نیز در گزارشی از همان حادثه نوشت که دو گلوله به سر او اصابت کرده بود و پزشکان شفاخانه ایمرجنسی کابل برای درمان او اقدام کرده بودند.
این حادثه یکی از دشوارترین فصلهای زندگی او بود؛ اما پس از آن نیز فعالیت رسانهای و نوشتاریاش ادامه پیدا کرد.
امروز؛ وقتی یک صدای قدیمی نیازمند دعای مردم است
اکنون که استاد احمد سعیدی در بستر بیماری قرار دارد، شاید بهترین زمان برای یادآوری این حقیقت باشد که انسانها را نباید تنها در هنگام رفتن به یاد آورد.
سعیدی ممکن است مانند هر شخصیت سیاسی و فکری، موافقان و مخالفانی داشته باشد. ممکن است بعضی از تحلیلهای او مورد پذیرش همه نباشد و برخی دیدگاههایش محل بحث و نقد قرار گیرد. اما ارزش یک عمر فعالیت فکری و رسانهای را نمیتوان با اختلاف نظرهای سیاسی نادیده گرفت.
او از نسلی است که جنگ، مهاجرت، تغییر حکومتها، آشوب سیاسی و بحرانهای پیدرپی افغانستان را از نزدیک دیده و بخشی از این تجربه را در قالب کتاب، مقاله و گفتوگو برای نسلهای بعدی ثبت کرده است.
امروز، برای مردی که سالها درباره دردهای مردم افغانستان سخن گفت، شایسته است مردم نیز برای سلامتی او دعا کنند.
استاد احمد سعیدی، فرزند غور، نویسنده، دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل افغانستان؛
امیدواریم این روزهای دشوار را پشت سر بگذارید و بار دیگر صدای شما را از پشت میز تحلیل، از صفحات نوشتهها و از رسانهها بشنویم.
برای شما، استاد سعیدی،
آرزوی سلامتی، آرامش و شفای عاجل داریم.
نسل امروز شاید بسیاری از حوادثی را که شما دیدهاید، تنها در کتابها بخواند؛ اما شما بخشی از آن تاریخ را زندگی کردهاید و روایت کردهاید.
زنده و سلامت باشید؛ زیرا افغانستان هنوز به قلم، تجربه و روایت فرزندان آگاه خود نیاز دارد.
با حرمت زیرک







Comments