top of page

محمد احسان جاهد



غزل

دل من گشته بی قرار کسی

جگرم سوخت از شرار کسی

پر وبالم تکید مثل خزان

تا زدم پر به شاخسار کسی

باده در جام من نمی ریزد

مانده تشنه و خمار کسی

شمع جانم ز سوز عشق بسوخت

در شب سرد انتظار کسی

گرچه خندم به مثل گل اما

جگرم هست داغدار کسی

وام از بسکه کرده ام جاهد

گور گشتم به زیر بار کسی


محمداحسان جاهد یادگاری




 
 
 

Comments


  • Telegram
  • Whatsapp
  • Youtube
  • Facebook
bottom of page