امرالله منیب
امرالله منیب
خدا این عشق را از آفت دوری نگهدارد
مرا با بودنت، در اوج مغروری نگهدارد
مرا مست شراب بوسههای پیهمت سازد
ترا با چشمهای غرق مخموری، نگهدارد
عزیز من! بمان و نورِ چشم اهل کنعان شو
خدا این شهر را از گریه و کوری نگهدارد
خدا خلقت نموده معنییِ دیگر به زن بخشید
که تا یک نسل را از زنده در گوری نگهدارد
ترا با لشکر مو آفرید و گفت: شاهی کن
مرا پیشت، ترا، تا اینکه با موری، نگهدارد
فقط با لقمهای از دست تو نان و نمک گشتم
خدا این دست را با این همه شوری نگهدارد
خدا این جنگ را از کوچههای شهر بردارد
مرا هم در کنارت ای گل سوری! نگهدارد








Comments