
گوهری نهفته در پوست گاو
=====================
چند روز پیش در مورد جدم نوشتم و نمونه خط شان را گذاشتم اکنون در مورد برادرش سید ضیا الدین خواجه می نویسم، محرری توانا و نویسنده ای ماهر.
بیگمان هر آنکه اندک آشنایی با ادب پارسی داشته باشد، «شیرین و خسرو» را میشناسد؛ منظومهای عاشقانه و جاودانه که از خامهی توانای حکیم نظامی گنجوی تراویده است. اما سخن ما اینجا از گوهری دیگر است؛ گوهری که در دل پوستی از گاو آرمیده و قرنها خاموش و نجیب، بار امانت هنر را بر دوش کشیده است.
سید ضیاءالدین تولکی، خوشنویس و هنرمند زبردست، بیتردید در روزگار خویش مردی یگانه بوده است. هنر نویسندگی و خوشخطی او را نه فقط از روایتها، که به چشم سر میتوان دید؛ چرا که این اثر نفیس خود گواه روشن توانایی و ذوق بلند اوست. از زبان نوادگان ارجمندش نیز همواره سخنها از هنرورزی و هنرمندی این مرد شنیدهام؛ مردی که در دل کوهها زیست، نامش کمتر بر زبانها افتاد و شخصیتش به غوغای شهرت نرسید، اما ردّ انگشتانش بر جان کاغذ، جاودانه ماند. خداوند خیر دهد آن بزرگهمتی را که سفارش داد تا سید ضیاءالدین «شیرین و خسرو»ی نظامی گنجوی را با خط دلانگیز خویش بیاراید و این عشق مکتوب را حیاتی دیگر بخشد.
در کنار او، هنرمندی دیگر نیز نفس به این کتاب دمیده است؛ محمد نسیم پروانه، از دوستان سید ضیاءالدین، که بر پایهی رسم زمانه، برخی از صفحات کتاب را به نقاشی آراست و صحنههایی از عشق و دلدادگی را به تصویر کشید. در روزگار ما نیز، شماری از این صفحات به دست هنرمندانهی محترم دگروال صاحب سید سلطان احمد خان، نواده سید ضیاالدین خواجه با همان سبک اصیل و زیبای کلاسیک، دوباره تصویرسازی شده است؛ نمونههایی از هر دو کار در ذیل آمده است. افزون بر این، جلد و قاب این اثر نیز با انگشتان ظریف و هنرریز دگروال صاحب سید سلطان احمد خان، با نهایت دقت و مینیاتورکاری آراسته شده و بر ارزش هنری این یادگار گرانبها افزوده است.
این اثر لطیف و گرانقدر، در پوششی از چرم گاو نگاهداری شده است؛ پوششی که بهراستی چون حصاری مهربان، در حفظ آن نقشی اساسی داشته است. چه، اگر این پناه چرمی نبود، بعید مینمود که این اثر از سال 1285هجری قمری تا امروز، چنین استوار و سالم، دوام بیاورد.





.png)