top of page


و: آن عده شاعرانیکه هنوز حیات دارند قرار ذیل اند:

1 محترم سید محمد رفیق سید محمد صدیق نادم خواجه ها ولسوالی تولک ولایت غور
2 محترم سید شکیب سید محمد رفیق زیرک
3 محترم سید محمد افضل سید نورالدین نوری
4 محترم سید محمد نبی سید شجاع الدین عندلیب
5 محترم سید شفقت الله سید مسلم
6 محترم سید غلام سرور سید محمد علوی سائس
7 محترم سید شاه محمد سید ضیاءالدین
8 محترم سید عبدالستار سید عبدالرزاق وفازاده
9 محترم سید عبدالقدیر سید عبدالحکیم قیام
10 محترمه فروزان سید محمد رسول سادات
11 محترم مولوی شراف الدین ملا عبدالرسول اعتصام کاه درو
12 محترمه عایشه الحاج مولوی شرف الدین عنقا - اعتصام
13 محترم استاد فضل الحق ملا مصطفی فضل
14 محترم استاد عبدالصمد ملا عیدگل عزیزی اسکوان
15 محترم استاد نورالله الله مدد عزیزی
16 محترم محمد صدیق استاد عبدالصمد ساحل
17 محترم عبدالاحد ملا میرگل
18 محترم انجینر جنرال عبدالرحمن ملا میرگل غوری
19 محترم محمد ناصر محمد طاهر
20 محترم محمد نثار محمد طاهر
21 محترم عبدالطیف الله یار پریش
22 محترم حاجی نور علی ملا عبدالله اسیری
23 محترمه بلبل محمود زهره
24 محترم قاضی عبدالقدوس مفتی یوسف دانش تگاب اشنان
25 محترم حیات الله قاضی عبدالقدوس یوسفی
26 محترم مولوی عبدالواسع احمد احمدی مرغزار تولک
27 محترم مولوی سید محمد شکیبا شورآب
28 محترم ملا باز محمد تگاب اشنان
29 محترم ملا شمعون حاجی اسماعیل سنگ خلق
30 محترم حاجی سید محمد حاجی ایوب خواجه ها

بملاحظه این جدول که مشاهده می فرمائید الحمدالله ده نفر از سادات میباشند که ثلث مجموع شعراء تولک را تشکیل میدهند و از جمله ده تن بیشترین آنها جوان و نوجوان اند ازینکه از لحاظ شعر وادب قدم بجای گذاشته اند که تصور نمی شد جای قدر است امیدوارم به فضل وعنایت پروردگار به طریق شایسته ونیکو بمدارج عالی تکامل برسند .
منشاء و انگیزه شعر سرای به شکل دقیق ومستند تعریف کلی وقانع کننده ارایه نگردیده بعضی اشخاص نظر به فهم و عقیده خود دراین رابطه چیز های گفته اند کسی شعر گوئی را ناشی از عشق میداند بدون در نظر داشت عشق حقیقی ومجازی ، بعضی انگیزه شعر سرای را مربوط به مایوسیت ها ومحرومیت های زندگی میداند ، عده کمی سلسله وراثت را ذی دخل میدانند ، عده ای بر این نظر اند که منشاء وانگیزه اساسی قریحه است برای کسانیکه از جانب خداوند متعال قریحه شعری عطا میگردد به شعر سرای می پردازند من هم در این نظر معتقدم و تمام تعریف های ارایه شده را مربوط به قریحه میدانم اگر قریحه وجود نداشته باشد به هیچ وجه سرایش شعر صورت گرفته نمی تواند قریحه هم در وجود تمام اشخاص وافراد مانند سایر غریزه ها دیده نمیشود فقط به وجود اشخاص محدود مشاهده میشود که یک موهبت خاص خداوندی است .
بناءً در هر جامعه تعداد شعرا محدود است در جامعه سی هزاری ولسوالی تولک من همان (30) تن را شناسائی کردم مشخصه دیگر شعر سرای این است که در کسب و تعلیم بدست نمی آید اگر چنان می بود تعداد شعراء بیشتر از این می بود که تذکر داده شده از نگاه اینکه کدام اشعار زیبا و شیرین است مربوط میگردد به استعداد هرکس و دانشمندی آن در قواعد شعر سرائی و استفاده آن از فنون شعر از لحاظ وزن و قافیه وبهره گیری از استعارات و واژه ها ، و برخی در این نظر اند که جمله بندی های شعر بر اساس الهام است لذا گاهی بعضی از شعرا کم سواد نسبت به شعراء که سواد ودانش بیشتر دارند اشعار خوبتر می سرایند که نتیجه الهام است.

bottom of page