top of page

شخصیت سوم، قاضی منهاج سراج صاحب طبقات ناصری:
قاضی منهاج سراج الدین محمد ولد مولانا منهاج الدین عثمان ولد ابراهیم ولد امام عبدالخالق جوزجانی جد اعلی منهاج سراج از مقدرات گذرش به غزنه افتاد دختر سلطان ابراهیم غزنوی را بنکاح گرفت ، سلطان ابراهیم را چهل دختر و سی وشش پسر بود جمله دختران خود را به سادات وعلماء با نام بنکاح داد یکی از آن ملکات در حباله نکاح جد دوم منهاج سراج بوده ، نقل مکان اجداد منهاج سراج از جوزجان به غزنه بدین سبب بوده که امام عبدالخالق به خواب دید که هاتف او را گفت برخیز وبه غزنین رو ازآنجا زن بخواه برحکم این خواب به غزنین آمد و یکی ازآن دختران سلطان ابراهیم در نکاح او آمد او را از آن ملکه پسر آمد ابراهیم نام کرد و این ابراهیم پدر مولانا منهاج عثمان بود امام عبدالخالق در عهد سلطان ابراهیم غزنوی یکی از شخصیت های عالم مشهور بدربار آل سبکتکین بوده ، و اما قاضی منهاج سراج در مورد شخصیت علمی ، ادبی ، نویسندگی توانمندی آن کتابها نوشته اند ولی خود آن در رابطه به خویش چنین مینگارد: (نویسنده این کتاب در حرم محترم خداوند ملکه جهان زبیدة العصر والزمان جلا الدنیا والدین سلطان الملکات فی العالمین ماه ملک بنت سلطان السعید غیاث الدنیا والدین ابوالفتح محمد بن سام قسیم امیرالمومنین انارالله برهانه در شهور سال (602) در پیش تخت معظم تولد شده است و آن ملکه جهان این ضعیف را در حجره پادشاهی خود چون فرزندان در پرورش پادشاهانه داشت شب و روز در اصغرسن در حرم او بودی و در نظر مبارک او تربیت یافتی آن پادشاه زاده(ماه ملک) را مناقب بسیار بود از جمله حافظ کلام الله شریف بود خطش چون در شهوار می نمود شوهر نکرد و از دنیا بکر رفت سال یکبار قیام آوردی و تمام قرآن کریم را در دو رکعت نماز ختم کردی ، پدرش سلطان غیاث الدین برحمت حق پیوست مدت هفت سال روشنی آفتاب بر وی نتافت و درین مدت بر سر مصلی معتکف و منزوی بود.) طبقات ناصری ،صفحه، طبقه 17،ص 319
بروایت تاریخ منهاج سراج مدت (22) سال در فیروز کوه مقام سلطنت غیاث الدین سام زیست داشته در سال (624) در قلعه تولک نزد اقارب مادری خویش آمد خاندان مادر منهاج سراج نیز از دود مانهای بزرگ علمی و ادبی بود مردمان مشهوری از این خاندان گذشته وهمواره رجال این دودمان بدر بار غوریان معزز و محترم بوده اند مادر مولف طبقات ناصری از خانمهای محترم بوده در حرم سلاطین میزیست همراه ماه ملک دختر سلطان غیاث الدین همشیره بود اجداد مادری قاضی منهاج نسلاً خراسانی ومسکناً تولکی بودند در عهد خلافت القادر بالله عباسی در تولک و هرات منصب قضا داشتند یکی از اشخاص معروف این خاندان ملک ضیاءالدین قاضی تولک است ، قاضی منهاج سراج در علم دین بلاغت ، نویسنده گی شعر وادب امور مملکت داری مهارت کامل داشته چندین مرتبه بحیث سفیر بدارالخلافه بغداد عراق و دولت هند رفته ، وظایف عمده قضائی ، سیاسی و دولتی به او محول گردیده بود و در سه مرحله متفاوت قاضی القضات کل هند بوده است ، تقرر آن بحیث قاضی القضات به مرتبه سوم از این قرار بوده : الغ خان بحضرت دهلی بعد از یک وقفه برگشت مولانا را که از صدیقان جانی ودولت خواهان وی بود از نظر دور نداشت تا اینکه روز یکشنبه هفت ماه ربیع الاول سال (653) مرتبه سوم قضاء ممالک سند وحضرت دهلی به او مفوض گردید قاضی منهاج نویسنده توانا و چیره دست متصف به صفات عالی بوده در لسان عربی وفارسی شعر می سرود این مورخ نویس ثقه ومعتبر از حضرت آدم تا آخرین دوره سلاله غوری ها در (23) طبقه بنام طبقات ناصری تصنیف نموده است تاریخنگاران مولانا را بهترین مورخ و طبقات آنرا ثقه ترین کتاب تاریخ دانسته نوشته های خود را بملاحظه آن مستند سازی می نمایند وآنرا گاهی بر گفتار خود گواه می آورند در باره شخصیت مولانا از بحر قطره از خرمن خوشه و از نخلستان میوه تذکر شد وی مدت چهار سال به قلعه تولک بوده همراه تولکیان در جهاد علیه لشکر چنگیز مغل نقش داشته وچشم دید های خود را نوشته تفصیل موضوع را در بخش جنگ مغل علیه تولکیان مطالعه نمائید.

bottom of page