
شخصیت یازدهم، فخرالدین محمد ارزیر وسپهسالار:
ارزیر بمعنی رصاص ، رصاص بمعنی قلعی گر کسانیکه ظروف مسی را سفید میکنند مقدم بر اصل مطلب باید گفت لشکر مغل در مرحله اول که بالای ملک قطب الدین مشهور به ملک الجبار غوری حمله کردند موفق به تسخیر قلعه خیسار محل زندگی وقرارگاه ملک نگردیدند بار دوم مجهز تر و با لشکر بیشتر قلعه خیسار را محاصره نمودند دو ماه بدون وقفه پی در پی جنگ نمودند بازهم به گرفتن قلعه موفق نشدند مزورانه مغلها موضوع را مطرح نمودند وفیصله بر این شد که مسکونین قلعه تا سه روز بین لشکر چنگیزیان آیند و اموال خود را جهت فروش بیاورند و در بدل پول نقد زر ونقره و طلا بگیرند و اموال که چنگیزیان دارند از قبیل جامه و کالا پوستین وغیره بخرند بعد از سه روز لشکر چنگیز از پای قلعه کوچ کند بهر جائیکه میرود برود به این شرایط صلح گردید مردم قلعه اموال مازاد از ضرورت خود را بفروش بردند در بدل آن یا پول نقد میگرفتند ویا جنس مورد احتیاج خویش را دو روز این معامله دوام داشت مغل ها هیچ حرکت و شرارتی انجام ندادند و هر دو طرف به مصئونیت وخوشی دو روز را سپری کردند در شب سوم باساس پلان منظم وسنجیده شده چنگیزیان با سلاح های دست داشته شان زیر سنگ ها ، کالاها ، پالانها ، سوری ها و دیگر جاها خود را پنهان نمودند و به انتظار آمدن قلعه نشینان بودند صبح روز سوم مردمان از بالا فرود آمدند کالای بیشتر وجدیدتری را با خود آوردند در بین لشکر در آمدند همینکه همه رسیدند وقبل از اینکه به کدام داد و ستد دست زنند ناگهان چنگیزیان طبل ونعره زدند هر مغل کافر و مرتد که همراه مسلمانان بیع وشراء را در نظر داشت همان جا مسلمانان را بگرفتند و توسط سلاحهای مخفی خود آن ها را شهید کردند هرکس از مسلمانها اگر سلاح داشت اول آن را میگرفتند وبعداً آنرا شهید میکردند . سپهسالار فخرالدین ارزیر که اصل مطلب را تشکیل میدهد مرد بود که تمام راز های جنگ را میدانست انسانی بود مبارز جرار و چالاک از جمله خدم حبشی نیزه ور تولکی او را جهت آگهی از واقعات جنگ به حصار سیفر دو بخدمت ملک قطب الدین روان کرده بود در همان روز جنگ غافل گیرانه وغیر مترقبه در میان لشکر مغل رفته بود ومیخواست او هم خریدو فروش نماید و در ساق موزه خود کاردی داشت برسم دشنه آن مغل که با او در حالت معامله بود خواست تا او را بگیرد ولی فخرالدین دست به کارد برد و از ساق موزه کشید آن مغل را کشت طرف قلعه رفت وجان بسلامت برد که نتیجه احتیاط کاری وآماده گی آنرا در حالت جنگ نشان میدهد و تطابق دارد در معنی تولک که ده خدا تولک را بمعنی زیرک و هوشیار تعریف کرده .




.png)