
پیشگفتار :
الحمدالله والصلواه والسلام علی محمد رسول الله وعلی آله واصحابه وعلی من اتبع الهدا.
خداوند کریم بنا بر حکمتش کائنات را خلق نمود و در روی زمین حضرت آدم اب البشر را خلیفه خود گردانید و برای نسل آدم بمنظور تامین حیات مادی و معنوی علم , عقل وقوه ناطقه را ارزانی فرمود تا از آنها استفاده اعظمی نماید و زندگی انسانی را پی ریزی و اساس گزاری کند خداوند عزوجل نعمت های گوناگون ومتنوع را برای نسل بشر ارزانی و موهبت فرموده که در قید حساب نمی آید از جمله نعمت های بزرگ الهی علم وصنعت کتابت است . اگر ما از زمان حضرت آدم (ع) تا کنون چیز های را می دانیم ومیتوان آنها را قصه وتاریخ گفت ، از صنعت کتابت است آنچه را ما از مسایل تاریخی , فرهنگی , اجتماعی ، اقتصادی واسلامی میدانیم و از حدوث واقعات و تغییر وتحولات بشری از یک حال به حالت دیگر در سطوح مختلف مطلع میشویم ومعلومات کسب میکنیم همه از همت عالی دانشمندان وقلم بدستان است ، شناخت ما از بشر دیروز تا بشر امروز طرز تفکر و اندیشه شان سیستم حکومت داری شان بر اندیشه ها و ایدولوژی های گوناگون محصول همین صنعت است.
قلم که وسیله کتابت قبل از رشد صنعت کتابت امروزی بود از مقام ارزنده بر خوردار بوده است، که شما نام آنرا در قرآن کلام خداوند مشاهده می کنید و خداوند میفرماید: (انسانها را عالم گردانیدم در قلم) قلم وسیله قابل قدری در تامین روابط بین گروه های بشری بوده مصوبات ، میثاق های بین المللی وقرارداد های بین الدول توسط قلم امضاء گردیده و میگردد ، انتقال داشته های علمی ، تخنیکی وتکنالوژی که از طریق وسایل فنی پیشرفته از قبیل ، فاکس ، انترنت ، فیس بوک وغیره شبکه های اجتماعی صورت میگیرد نیز از قالب کتابت خارج نیست باید اذعان کرد قلم وسایر وسایل تحریری معجزه آفرین گردیده قبلاً هم انسانها در تمام ادوار حیات خویش در عرصه های مختلف بخصوص در فن تاریخ نگاری ، قصه نویسی وکتابت از قلم استفاده میکردند و اکنون هم می نمایند ، از زمان های دور آثار ماندگار را به ارمغان گذاشته اند که بسیار پر ارزش و سودمند است ، دانشمندان وتاریخ نویسان عالیقدر آفریده های خویش را بما سپردند که واقعاً قابل قدر وستایش میباشد.
قبل از هر چیز میخواهم نظرات ودیدگاه های خویش را پیرامون مورخین ابراز نمایم شخصیت مورخ زمان پُر ارج وبا اهمیت است که کاملاً بی طرفو در نگارش خود صادق باشد حقیقت گو و واقعیت بین باشد گفتار آن مستدل بدلایل ثقه ، با اعتبار و از منابع عمده ومآخذ قابل اعتماد و شناخته شده صورت گرفته باشد تا امتیازی باشد بین رمان نویسی ، داستان نویسی ، افسانه گویی و گفتار برمبنای تصور و تخیل، اصولاً نادرست است مورخ باید از هر نوع تعصب وتعلقات قومی ، مذهبی ، لسانی دور باشد مورخ نباید غلط نویس ودر نقل قولها تصرفات تزئید وتنقیص انحرافی نماید این تصرفات چه جزئی باشد وچه کلی به شخصیت مورخ لطمه وارد میکند ؛ لزوماً مورخ باید حقایق را در هر شرایط و زمان بدون جانب داری از این وآن انعکاس دهد مندرجات تاریخش را وارونه ننویسد و خیانت انحرافی را مرتکب نشود ودر ذهن خواننده گان سم پاشی دور از واقعیت ننماید . تا جائیکه من فکر میکنم مورخین به دو دسته تقسیم میشوند یکدسته کسانی اند در باری یعنی وابسته به مقامات قدرت که منافع شان توسط همین قدرت تامین میگردد هم از لحاظ مادی وهم از لحاظ معنوی ، دسته دوم کسانی اند که هیچ نوع وابستگی وارتباطات در دستگاه قدرت حاکم ندارند.
مورخین در باری ولی نعمت های خویش را که تامین کننده زندگی شان در ابعاد مختلف میباشند از مداحی واضافه گوئی شان ثروت وعزت بدست می آرند نسبت به مورخین غیر وابسته بسیار متفاوت اند ولی نعمت های خود را به چشم بهتر می بینند تا جائیکه از تذکر وانعکاس حقایق تلخ مربوطه شان اغماض می نمایند ونمی خواهند دیگران را مطلع سازند این دسته مورخین آنچنان در بحر عطیه های باد آورده ومجانی مغروق اند حتی نمی پذیرند که دیگران پیرامون ممدوحه شان حقایق را بنویسند چشم حقیقت بین این گونه تاریخنگاران کور است ونمی توانند حقایق را به بینند تاریخ نگار هرگاه متکی به اقوال دیگران چیزی را می نویسند وآن اقوال سند ثقه نداشته معذور اند واگر می دانند که آن اقوال صحت نداشته عمداً به آن تکیه می نمایند درست نیست ازین دسته عده ای هم هستند برای کسب محبوبیت وبدست آوردن مقام ومنزلت کتب تاریخی خویش را بنام سلاطین وابسته خود مسمی نموده اند که نهایت گرایش است در حصول مادیات ، دسته دوم غیر وابسته وامتیاز جوینده آزاد از رشته های اسارت بار مادیات دستگاه حاکم وقدرت مند بنا بر بی طرفیی که دارند ومطمع نیستند زیاد حقیقت نگار و واقع بین میباشند نسبت علونفس وپیروی از حقیقت تحت تاثیر هیچ کس ومقام قرار نمی گیرند حقایق مسلمی را که می نویسند و ولی نعمت دسته اول ضربه می بیند وخدشه دار میگردد دسته اول پیش از مطالعه کورکورانه آن را مردود می شمارند تناقض گویی های بعضی از مورخین قسماً ناشی از همین امر است وقسماً از بی خبری کم مطالعه گی وبعضی عوامل دیگر مثال های زیادی وجود دارد ولی از تذکر شان خود داری میشود مگر برای ثبوت ادعا دو موضوع را متذکر میشوم : اول وزارت معارف زمان سلطنت محمد ظاهر شاه در کتاب تاریخ صنف ششم آنوقت نوشته بود که مردم ولایت غور در زمان احمد شاه درانی مسلمان گردیده اند که ناشی از عدم دانش تدوین کننده گان تاریخ بوده اما مرحوم میرزا محمد داعی که از شخصیت های دانشمند وپُر معلومات غور بود در یاد آوری من به کابل مراجعه کرد غلط نگاری ریاست تالیف وترجمه وزارت معارف را در مقامات صالحه ثابت نمود واسلام آوردن مردم غور را از زمان حضرت علی کرم الله وجهه به اثبات رساند کتاب تاریخ مذکور از تمام مکاتب افغانستان جمع آوری شد واسلام آوردن مردم غور مربوط گردید در زمان حضرت علی خلیفه چهارم و درج کتب تاریخ گردید.
موضوع دوم: محترم ظاهر طنین ژورنالست ، دانشمند وزمانی سفیر افغانستان کتابی نوشته زیر نام (افغانستان در قرن بیستم) آخر کتاب را تخصیص داده در نصب بعضی تصاویر به عنوان معرفی اثر زیر تصویر منارجام نوشته است: (اثر دوره غزنوی ها) این هم به اغلب گمان از عدم معلومات ویا کم مطالعه نشئت گرفته است.
من همچون مرحوم میرزا محمد داعی آرام نه نشسته غلط نویسی آقای طنین را در وب سایت جام غور انعکاس دادم اگر آدرس انترنتی آنرا می داشتم با خودش مفاهمه میکردم آنرا گذاشتم بدوستان غوری که دسترسی بیشتر دارند . تا جائیکه دیده میشود مورخین غیر وابسته مرتکب انحرافات نگردیده در نقل قول و ارایه روایات صادقانه بیطرف عمل کرده اند آنچه را رقم زده و همت ارزانی کرده اند در کمال امانت داری بوده حقیقتگوی شان خیلی پرواضح واظهر من الشمس است مسلماً نوشتار بر مبنایی تطمیع و نوشتار بر اصول بیطرفی تفاوت های چشم گیری دارد . و در موضوع که نوشتار صورت میگیرد هم قابل بحث ومکث میباشد طوریکه ملاحظه میشود مورخین که پیرامون شخصیت علمی فرهنگی ، دانشمندی وکار آرای آن واز صداقت وخدمتگاری آن ودیگر مواصف وسجایای آن سخن گفته اند اغلباً تحت تاثیر بعضی مناسبت ها قرار گرفته اند وگفتار و اظهار نظر شان آنچنانی که باید می بود نیست و در پایه واقعیت استوار نمی باشد خوش بینی ها و بد بینی ها از زاویه مناسبت ها وتعلقات انعکاس داده شده از بُعد دیگر اگر تاریخ نویسان روی قضایای اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی اماکن مقدسه آبده های تاریخی بذل همت کرده اند ویا نتیجه تحلیلی و پژوهش علمی اشخاص وافراد نا شناخته را بدون معرفت وابستگی های شان انعکاس دادند تا حدود متفق القول حقیقت را بیان نمودند زیرا منافع مادی نداشته واز جانب دیگر واقعیت های مطرح بوده که از آن نمی توان انکار نمود بخصوص آنعده آثاریکه شهرت جهانی دارد طورمثال در باره دوره امپراطوری غوری ها دانشمندان مورخین داخلی وخارجی تعداد (165) اثر نوشته اند ولی در تمام قضایا و رویداد های این دوره بزرگ تاریخی باهم متحد نیستند وعملکرد سلاطین غور را از چشم واحد نمی بینند و آنچه درباره اعمار اماکن مقدسه و بناها می نویسند مانند مسجد قوت الاسلام در هندوستان ، مسجد جامع ولایت هرات ، مدرسه شاه مشهد در ولایت بادغیس ، خانقا های چشت شریف درهرات ، منارجام در ولایت غور ، اعمار خانقا ها در مکه معظمه توسط ملک ضیاءالدین غوری ، قطب منار دهلی منار شیروان در ولسوالی اوبه منار (65) متره بخارا نگارش یافته همه با هم متحد اند.
دیدگاه کوتاه بود در مورد مورخین ونحوه نگارش شان که چگونه بوده است.
بعد ازین ارایه نظر میخواهم در باره تولک معلومات را تحت عنوان (حصار های تسخیر ناپذیر) نوشتار داشته باشم ، تاریخنگاران در باره تولک وقلعه آن قلم فرسائی های کرده اند ولی بسیار کوتاه مختصر وفشرده قلعه نام دار و با شکوه تولک از لحاظ موقعیت وساختاری از لحاظ استحکامات تعرضی و دفاعی در صحف کتب تاریخ حقیقت روشن وانکار ناپذیر درخشش دارد مگر بعضی تاریخ نویسان دانشمندان قلم بدست طوریکه از فحوای کوتاه نویسی شان فهمیده میشود این قلعه برای شان طور شاید وباید قابل شناخت نبوده معلومات کمتری در دسترس شان قرار داشته با جزئیات , خصوصیات ورویداد های تاریخی این دژ مستحکم واستوار چون کوه های سر به فلک کشیده تولک معلومات کافی ومفصل نداشتند فکر می کنم روی همین ملحوظات تاریخ نویسان اربابان حکایت وروایت در اکثر جاها صرف از تولک نام برده اند آن هم طور جسته وگریخته نه طور منظم وبهم پیوسته در تعریف این قلعه ایجاب میکند تا از نگاه تاریخ ساختمانی فن معماری ، رعایت استحکامات نظامی توجه لازم صورت گیرد که خیلی با اهمیت است بنده خواستم از تمام گلستانهای تاریخ که تحت مطالعه ام قرار گرفته و از آنها برداشت های دارم غنچه های متنوع و رنگارنگ آن ها را دسته بندی کرده خرمن ازگل مرتب ساخته تقدیم خواننده گان وعلاقمندان عزیز وقدر دانان تاریخ نمایم از ساختار ابتدائی قلعه گرفته تا تاریخ اعمار آن واینکه توسط کدام شخص وکدام تاریخ صورت گرفته تا توضیح اینکه جنگ های متعدد از طرف کدام قدرتمندان آشفته حرص وآز علیه تولکیان تحمیل گردیده وبه کدام تاریخ ها بوقوع پیوسته وچه نتائج را در قبال داشته هم چنین شخصیت هایکه درین قلعه سمت ملکی وامارت داشتند ، قضات مقتدر و بلند پایه ، علما متبحر و پُر توان ، اهل ادب و فرهنگ پهلوانان دلیر و شجاع قهرمانان شیردل وپُر قدرت که در طول تاریخ (465) سال جنگ با وقفه ها در تولک داخل معرکه جنگ بودند همه را طور مفصل معرفی نمایم مورخان از هر دسته وقماش که بودند در مورد معرفی تولک وتولکیان کوتاه قلمی های فراوان کرده اند که من سخت متاثرم طور مثال شاعری در اوصاف قلعه تولک شعری را به این مضمون سروده است.
بر آورده سرتا به چرخ برین
بر او مرغ پرنده را راه نی
ز بالاش پیدا نبودی زمین
برش باد را گذرگاه نی
من معتقدم تعداد مصارع این شعر بسیار بوده ولی تاریخ نویس نه از مقدمه و نه از نوع ارتباط و مناسبت ذکر کرده فقط در ذکر دو مصرع کفایت دانسته در حالیکه این شعر بسیار زیبا ودلکش است صرف نظر از مناسبت آن در موضوع خاص اگر تمام مصارع آن در حد کفایت آورده می شد به مقبولیت وزیبائی آن افزوده میگردید من به مطالعه چندین کتب تاریخ در این چنین کوتاه نویسی های بر خوردم واین امر انگیزه شد تا دست بکارشوم از مجموعه این مختصرها تفصیلات را بوجود آورم تا از آن مفهومی بدست آید وخواننده به نتیجه مطلوب نایل گردد و از جریانات گذشته قلعه تولک وتولکیان بخوبی مطلع گردد .
از زمانه های دور تا اکنون موفقیت وعدم موفقیت هر گروه و جامعه کشور و دولت مربوط ومنوط به یک سلسله عوامل ، انگیزه وشرایط در عرصه های گوناگون بخصوص در عرصه نظامی بوده ومیباشد آنچه در باره تولک مشهود ومعلوم است انگیزه اصلی وبیشترین راز موفقیت تولکیان شجاع ومبارز در وحدت ویکپارچه گی شان نهفته بوده سهمگیری شان در دفاع از جنگهای تحمیلی در مقابل تعرض و تجاوز قدرتمندان جهان خوار مانند سامانیان ، غزنویان ، چنگیز مغل ، سلطان سنجر سلجوقی ، تاتاریان ، نیمروزیان ، غوری ها مقاومت جانانه و جوانمردانه شان در ادوار مختلف چه از نگاه فردی و چه از دیدگاه اجتماعی نقش عمده و اساسی داشته استحکامات موضعی آماده گی های لازم نظامی ، دقیق بودن اهداف وستراتیژی موقعیت جغرافیوی زمینه های خاص دفاعی ظرفیت های انسانی وتهیه وجابجا نمودن مواد اولیه بخصوص مواد ارتزاقی تهیه وتعبیه آب مصارفاتی از مجاری غیر مرئی ونا معلوم با مهارت و شیوه خاص زمانی ومکانی که همه آنها در امر جنگ و قتال بسیار مهم و با ارزش بوده ایجاب می نماید غرض مزید معلومات روی هر یک از مطالب مشروحه توضیحات لازم ارایه گردد که فلسفه تاریخ نگاری ارایه معلومات پیرامون حدوث واقعات ونتائج آن میباشد ومعلومات ارایه میگردد برای خواننده گان این معلومات باید طور تدوین گردد که از آن استفاده بعمل آید ولی در کوتاه نویسی مسلماً این هدف بدست نمی آید چندین کتاب را که من مطالعه کردم از تولک وقلعه تاریخی آن بحث و فحص طولانی نکرده اند ونتوانستند ویا نخواستند خواننده را جلب نمایند وبدون نتیجه گیری لازم از موضوع گذشتند بیشترین تماس را در قضایای تولک قاضی منهاج سراج صاحب طبقات ناصری ، عبدالله صیفی هروی وسید عبدالواسع جبلی غرجستانی داشته مولانا قاضی منهاج سراج در قضایای تولک ذی دخل بوده حتی مدت چهار سال با جمله اقارب مادری اش همردیف سایر مردم تولک در وقت حمله چنگیز مغل از قلعه تولک دفاع نموده است چشم دید و مشاهدات خود را از واقعات غور و تولک انعکاس داده است اقارب مادری و اخوال قاضی منهاج سراج از جمله مسکونین قلعه تولک بوده بنابر همین ارتباط در تولک سروکار داشته که در آینده در بخش جنگ چنگیز مغل مفصلاً درین رابطه معلومات داده می شود وسایر مورخین نیز در تولک وقلعه تاریخی آن گفتنی های را دارند نه مانند قاضی منهاج سراج تذکرات مورخین دیگر آنقدر وسیع وگسترده نیست گفتنی های موخر و مختصر شانرا که غیر منظم است وپراکنده میباشد بهم پیوسته وانعکاس خواهم داد سزاوار نیست با درک موضوع از طپ و تلاشهای که در آن مقدور میباشم بی تفاوت طور خمود و جمود قرار گرفته از کنار قضایا غیر مسئولانه بگذرم بایست با مطالعه هرچه دقیق تر وعمیق تر قضایا تاریخی و رویداد های عظیم که در تولک بوقوع پیوسته وسیعاً تذکر بدهم تا زوایای تاریک رخداد های تاریخی تولک روشن شود . قلعه تاریخی تولک به تناسب قلاع دیگر غور به خصوص از ناحیه قدامت تاریخی بدون از قلعه فیروزکوه وآهنگران که با قلعه تولک بنا به بعضی روایات همزمان است در مقام اول وجایگاه ویژه قرار دارد در معرفی آن آنچه می بائیست بذل همت نشده در هاله از ابهام دیده میشود که نیاز به یک سلسله تشریحات دارد خوشبختانه بعد از تدویر سمینار از طرف دانشمندان و نویسنده گان ولایت غور به عنوان (سمینار بین المللی امپراطوری غوری ها وجایگاه آن در تاریخ تمدن وفرهنگ افغانستان ومنطقه) در تعاقب آن ایجاد سازمان اجتماعی ومدنی از طرف مبتکرین تدویر سیمیناری زیر نام (انجمن فرهنگی جهانداران غوری) انگیزه شد برای غوری ها وغوری تبار ها که بمطالعه وپژوهش به پردازند وبا گذشته های تابناک وپرافتخار امپراطوری غوری ها بیشتر آشنا شوند . مردم غور بخصوص نسل جوان علاقه مندی بیشتر در مطالعه دارند بناءً درین تفکر افتادم برای خواننده گان که با عشق وعلاقه مفرط آرزو دارند چیزهای را در رابطه بتاریخ غور بدانند با گذشته های غور میراث های فرهنگی وقلاع وبنا های غور آگهی داشته باشند بدین ملحوظ از قلعه تاریخی تولک ومردم آن بدون جانب داری واغراق آمیزی بدون تحریف وتصرف در آنچه نقل قول می نمایم و مبنای نوشتاری من را مطالعات ، اخبار مسموعی وچشم بینی خودم تشکیل میدهد که در همه دقت کامل صورت میگیرد تا کمتر دچار خلل گردد . قابل ذکر است که معرفی شخصیت های تولک ، بیان مطالب وارایه معلومات در بخش های مختلف بر اساس رعایت تقدم وتاخر ردیف نخواهد گردید و طور مسلسل و تاریخ وار تنظیم نخواهد شد گرچه بملاحظه اسناد دست داشته وکتب تاریخ وقوع جنگ ها بر اساس ادوار حکومت هر متجاوز درج گردیده است ولی در مورد اشخاص و افراد شاید خیلی دقیق نباشد که در اصل موضوع آنقدر اثر سوء ندارد.
تولک از ناحیه قدامت تاریخی اش از زمانهای بسیار دور و از زمان پیدایشش که عرض اندام نموده قابل معرفی می باشد علاوتاً آن عده قلاعی که جدیداً کشف گردیده و تا کنون مانند قلاع دیگر تولک مورد مطالعه و پژوهش قرار نگرفته و در کتب تاریخ نیامده و در آنها کاوش های صورت نگرفته که در این بخش الحاق گردیده ایجاب می نماید تا در آن قلاع نیز توجه صورت گیرد . باید اذعان نمود در معرفی تولک آن طوریکه لازم بود نسبت عدم اسناد و ماخذ ومنابع ثقه کوتاهی بعمل آمده عذریست معقول و موجه مگر به حکم این گفته که از هیچ بودن چیزی بودن بهتر است در ارتباط چیز های را گفتم . بعد از اینکه سلسله امپراطوری غوری ها منقرض و مضمحل گردید تاریخنگاران و نویسندگان نیز مهر سکوت بر لب زدند گوئی مورخین یا فرار کردند ویا زمینه برای شان مساعد نبود لذا کدام قضیه و موضوع را در نوشتار از خود باقی نگذاشتند آنچه که از گذشته بود با دوره چنگیز مغل از داشته های معنوی وتاریخی محو و نابود گردید این سفاک نه در انسانها رحم داشت نه در نابودی علم وفرهنگ عمدتاً بناهای تاریخی غور و اماکن مقدسه را نیز از بین برد یا تخریب نمود ویا آتش زد بناءً نمی دانیم بعد از ختم دوره غوری ها چه مسایل در غور رخ داده است بعضی قصه ها و رویداد ها از نسل به نسل و از سینه به سینه انتقال یافته که تاریخ غیر نوشتاری است و نمی توان بر آنها مهر صحه گذاشت در زمان حاضر از غوری ها وغیر غوری ها پیرامون افغانستان دست بتاریخ نویسی زدند با تاسف این ها هم در رابطه بتولک بذل همت نفرمودند در حالیکه در تولک تحولات وتغییرات شگرف بوجود آمده که میتوان در نتیجه این تحولات سیمائی تولک را معرفی نمود بنده واقعات و رویداد های زمان زندگی را خوب میدانم ومی توانم قضایای چشم دید و آنچه از مردمان ثقه وبا اعتبار شنیده ام بدون انحراف به کمال امانت داری منعکس نمایم ، بخش اول مستند است به کتب تاریخ و اقوال معتبر ولی بخش دوم آنقدر به استدلال تاریخی نیازمند نیست انشاءالله این بخش را می توانم به شکل درست و واقعی آن انجام بدهم و میخواهم تولکیان و اوضاع موجوده تولک را از نواحی مختلف و متعدد معرفی نمایم بخصوص آنچه در زمان یاد آوری ام رخ داده و تحولات که در امور سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، علمی ، فرهنگی ، زراعتی ، صنعتی ، دولتی بعمل آمده همچنان میخواهم از انواع تفریحی ، مراسم ، عنعنات و نحوه تعلیم وتربیه زمان گذشته و حال و اینکه تولک در صد سال اخیر به چه حالت قرار داشته و انکشاف آن در سطوح مختلف چگونه بوده است مناسبت های عمومی و خصوصی بر چه منوال بوده و علاقمندی مردم به تحصیل علوم چطور بوده و برای رشد صنایع چه اقدام صورت گرفته و به کدام مرحله رسیده است تشریح نمایم.
این معلومات اگر امروز اهمیت تاریخی ندارد وبه عنوان گویش ها ارزیابی میگردد فردا ها صبغه تاریخی پیدا خواهد کرد تاریخ بازگوی و انعکاس دهنده قضایای زمانهای گذشته دور ونزدیک بوده تاریخ دانی ضرورت اجتماعی است و بنوع خود بهترین آموزگار میباشد هر عملکرد انسان یا پدیده مثبت است ویا پدیده منفی پدیده مثبت شامل تمام محسنات ومنافع بدون ضرر است پدیده منفی شامل تمام اعمال نادرست ومضر میباشد در تمام ادوار تاریخ این دو پدیده وجود داشته و در هر زمان تعریف خاص خود را داشته که ما بملاحظه تاریخ در چگونگی تعریفات شان آگهی حاصل می نمائیم بر انسانها است تا پدیده های مثبت را که مجموعه از محسنات است به زندگی خویش در عمل و گفتار پیاده نمایند و پدیده های منفی را ترک نمایند به عقیده من کتب تاریخ بمنزله گلستان و نخلستان میباشند که در لابلای اوراق ومحیط بیان آنها گلهای رنگارنگ و میوه های متنوع نهفته است هرکس میتواند به اندازه علاقمندی خویش ازین گلها ومیوه ها استفاده نماید بنده در سال روان 1392 هفتاد ودو بهار عمرم سپری گردیده از سنین خورد سالی بسیاری از قضایا و رویداد ها را بیاد دارم موضوعات شامل بخش دوم عمدتاً از چشم دید ها ویا از مسموعات من سرچشمه میگیرد که همه ثقه معتبر و قابل اطمینان است لازم دانستم تا بعضی قصه ها وحکایات شیرین ودلچسپ ، اشعار و سروده های زیبا وبعضی نقل قول های متناسب که در اکثر کتب تاریخ نیز مشاهده میشود داشته باشم چون عذوبت سخن و بیان و حسن گفتار و نوشتار بخصوص در مسایل تاریخی وقصصی در تنوع وچند گونگی آنها مضمر است و به آنها زیبائی خاص می بخشد از ویژه گی دیگر متنوع بودن این است که از ملالت وبی علاقه گی خواننده می کاهد از سردگرائی به گرم گرائی سوق داده میشود خواننده را از یک باغ وگلستان به باغ وگلستان دیگر رهنمون میگردد طایر ذهنش به فضایی دیگر به پرواز میآید روح را تازه گی میدهد خسته گی را مرفوع میگرداند ، آری ! گفتار رنگارنگ شادی آور و طراوت آفرین است به تفکر و اندیشه و به قوه آخذه و مدرکه قوت میبخشد سزاوار است تا بگوئیم کلام زیبا و پُر مفهوم که با جمله های شیرین مرتب میگردد دارای مبتداء و خبر باشد و در آن مجهولات ولفافه نویسی وجود نداشته باشد و انعکاس دهنده مطالب آموزنده باشد در واقعیت زنجیره های طلائی است که بهم پیوسته گردیده از لحاظ ارزشمندی بالاتر است از سیم و زر و دیگر داشته های مادی دنیوی لذا برای دانشمندان ، نویسنده گان ، عالمان دین و معرفت سرمایه داران معنوی گفته میشود نویسنده دانشمند از چکیده های قلم گوهر های گرانبهای معنوی میآفریند و با جامعه تقدیم میکند از همین سبب است که خداوند (ج) برای عالم دانشمند مقام خاص را قایل گردیده تراوش از مغز متفکر و عالم متبحر به منزله نور افگنی است که تمام زاویه های ظلمت گرفته و مجهولات گمراه کننده را روشن می نماید دانش چراغی است که در پرتو آن راه های زندگی مادی ومعنوی روشن میگردد هدایتی است که نیک را از بد حق را از باطل ، عقاب را از ثواب تمیز می نماید ، دانش ثروتی است لایزال دارائی میباشد مداوم اگر بدقت فکر شود سخن عالمانه سرور آفرین اثر بخش است ولی ثروت مادی اغلباً درد سر آفرین بوده صاحبش را در بستر غم و اندوه می نشاند خواب و راحتش را سلب میکند اضرار آن بر منافع اش بمراتب بیشتر است ثروت معنوی لذت بخش فرحت آفرین غیر متضرر میباشد.




.png)