
• جنگ چنگیزییان:
قبل ازینکه به اصل موضوع جنگ وارد گردم خواستم روی دو مطلب موجز و فشرده صحبت نمایم:
پیش بینی و خبر دادن خروج مغل به تمام مشخصات از طرف محمد رسول الله(ص).
معرفی مختصر چنگیز مغل وبعضی عملگردهای آن غرض شناسائی بیشتر.
- خروج چنگیز مغل و سوختاندن و کشتن بی رحمانه آن که در حیوان وانسان رحم نداشت و تخریبات را که بوجود آورد از جمله رویداد های عظیم تاریخی است که در سطح جهان رخ داده و حضرت رسول اکرم پیش از پیش از خروج آن خبر دادند به این ترتیب که صحابه کرام از رسول اکرم(ص) پرسیدند یا رسول الله چه وقت قیامت میشود حضرت ابو هریره میگوید رسول الله (ص) در این باره حدیثی فرمودند ترجمه اش چنین است:(قیامت به پای نشود تا شما را که امت منید مقاتله افتد با قومی که از شرق بیرون آیند بروز موسینه پوشند و شب زیر موسینه باشند ، سرخ رویان ، تنگ چشمان ، پست بینی و روی های شان چون سپهر پهن و گوشهای ایشان شکافته باشد.
رسول اکرم این حدیث را (600) ششصد سال قبل از خروج چنگیز روایت کرده اند وقوع این واقعه و پیشبینی رسول اکرم برای کشور های غیر مسلمان بسیار جالب است همه میدانیم که دین مبین اسلام کاملاً متکی به اعجاز نبوده ولی بعض آیات قرآنی و احادیث نبوی نسبت عدم توضیح و تشریح و یک سلسله مسایل دیگر از نگاه زمانی مانند خروج چنگیز مغل بروز و ظهور قیامت برای هرکس قابل فهم نبود مگر به حکمت خداوند بمرور زمان به خروج چنگیزیان مصداق پیدا نموده است طوریکه میدانیم ثبوت دیر زمانی آیات و احادیث مسلمانان وغیر مسلمانان را متوجه ساخته تا بیشتر و دقیق تر پیرامون آنها فکر نمایند درین اواخر تعدادی زیادی دانشمندان از کشور های مختلف در نتیجه تحقیق و پژوهش در آیات و احادیث و درک حقایق آنها بدین اسلام مشرف گردیده اند به خصوص عیسوی ها داکتر ذاکر نایک مسلمان هندی و مبلغ پرتوان در صفحه تلویزیون از اسلام آوردن تعداد زیادی از کشور های متعدد احصایه ارقام ارایه میکرد شنیدم که از اسلام آوردن (120000) یکصدوبیست هزار انسان از کشور فرانسه (25000) از امریکا . (30000) از انگلستان معلومات میداد. دیروز مردم از طریق پیغمبران عظام با ارایه معجزه به اسلام و یکتا پرستی دعوت میگردیدند اما امروز که دیگر پیغمبر و دعوتگری نیست معادل اعجاز پروردگار عالم به گونه دیگری مردم رامتوجه دست قدرت غیب می نماید کتبه های در وجود بعضی افراد به مشاهده میرسد که بسیار جالب و نادرالوقوع میباشد که تا حال بملاحظه نرسیده است طور مثال روی دست های یک دختر از تبعه کشور روس ، یک طفل در ولسوالی ساغر ولایت غور ، چند دختر و پسر در هرات در جاهای مختلف دست وپای و روی شان کلمه توحید (لااله الاالله محمد رسول الله) ویا (محمد و الله) نوشته های به خط سرخ ظاهر گردیده من از صفحه تلویزیون دختری را دیدم که به یک طرف صورتش نوشته شده بود (الله) وبا طرف دیگر (محمد(ص)) و به چشم سر پسری را دیدم که روی دستش نوشته شده بود (لااله الاالله محمد رسول الله) اما در افغانستان نه کسی در آن وقع گذاشت ونه کدام مطالعه و تحقیق صورت گرفت درین جا جریان را نوشتم تا ثبت تاریخ گردد و زمینه باشد برای تفکر در صنعت قادر بی نیاز.
معرفی مختصر چنگیز از نگاه عملکرد،چنگیز مغل این آفت وبلای آسمانی از نسل آدم جنایات وحشت ناک را در روی زمین در محیط زیست و اطراف اکناف از قبیل کشتن های دسته جمعی چور وچپاول دارائی های مردم به غارت بردن آثار تاریخی وفرهنگی محو و نابود کردن بناهای تاریخی سوختاندن حیوانات و انسانها به آتش کشیدن شهر هرات و شهر غلغله بامیان با انسان و حیوان بارز ترین جنایات است که مرتکب گردیده است زمانیکه انسان این واقعات را مشاهده میکند و ویران گری ها و آدم کشی های این سفاک تاریخ را مطالعه میکند موی در بدنش راست میشود و مغز استخوانش می سوزد قصاوت بی رحمی و اعمال ضد انسانی آن در جهان کم نظیر است چنگیز از یک قوماندان خود پرسید آیا اتفاق افتاده کسی را کشته باشی و دلت به آن سوخته باشد گفت آری روزی من داخل یک خانه شدم پدر ومادر یک طفلیکه در گهواره بود کشتم سر نیزه ام را به لب و دهان طفل می مالیدم او به خیال پستان مادر اورا می مکید و خنده میکرد در آن حالت نیزه را به گلونش فشردم و به آسمان بلندش کردم او هنوز می خندید دلم برای آن سوخت چنگیز امر نمود تا آن را به قتل برسانند و می گفت چنان قوماندان با رحم وعاطفه بکار من نیست.
- «روزی چنگیز از من پرسید که قوی نام از من خواهید ماند من روی بر زمین نهادم و گفتم اگر خان مرا به جان امان دهد یک کلمه عرضه دارم فرمود که ترا امان دادم گفتم : نام جای باقی می ماند که خلق باشند چون بندگان شما جمله خلق را به کشند این نام چگونه باقی ماند.» طبقات ناصری از قول وحیدالدین فوشنجی، طبقه (23)، صفحه(124)
چنگیز با داشتن صفات رذیله و خبیثه که داشت در خراسان ماورالنهر و دیگر جاها لشکر میکشید قتل و غارت میکرد ازینکه اکثریت مردم بتاریخ دسترسی ندارند از یکطرف و از جانب دیگر فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی کمتر مروج است بناءً به چهره شیطانی و خصلت جباری و اعمال جابرانه و ظالمانه چنگیز کمتر آشنایی دارند اگر بدقت کامل و غور عمیق شخصیت منحوس چنگیز مورد مطالعه قرار داده شود باید اعتراف کرد که زمان پیش از آن و بعد از آن چنین شیطان آدم چهره را ندیده است و چنین واقعات و اعمال دلخراش را که او انجام داده بخاطر ندارد چنگیز با وصف اینکه شهر هرات را با انسانها و حیوانات به آتش کشید که امید زنده ماندن نبود هنوز از محو آنها مطمئن نبود لشکرش به اوبه برگشت بعد از گذشت سه شب تعدادی از لشکرش را مامور کرد و دستور داد تا به شهر هرات بروند اگر کسی را زنده یافتند بکشند زمانیکه به شهر آمدند که هنوز دود وآتش فضای هرات را مکدر داشت در تمام شهر هفده نفر را زنده یافتند و به قتل رساندند شهر هرات و مسجد جامع آن که از چوب کار گرفته شده بود کلاً حریق گردید و از بین رفت زمانیکه سلطان غیاث الدین غوری بخشی از قدرت خویش را به هرات انتقال داد به اعمار مجدد این عبادت گاه با طرح و نقشه دیگری اقدام نمود مسجد جامع موجوده هرات بناء سلطان غیاث الدین غوری است پیکر این سلطان عظیم در یکی از ایوانهای شمالی مسجد جامع که خودش آنرا برای مدفن خود تخصیص داده بود دفن میباشد.
لشکر چنگیزیان چون مور و ملخ تشنگان خون انسان وارد خراسان زمین شدند درین جا تمام وقایع جنگ را که در خراسان رخ داده متذکر نمی شویم روح سخن وجان کلام فقط جنگهای چند مرحله وتحمیلی آن ها را بر قلعه تولک و تولکیان توضیح و تشریح میدهم بی فائیده نمیدانم تا از نخستین روز هایکه چنگیزیان وارد خراسان شدند کمی مکث نمایم زمانیکه لشکر چنگیز خون آشام و نسل بر انداز که در درازنای تاریخ نمونه ومثال ندارد به عزم تصرف وتسخیر سر زمین خراسان از دریای جیحون گذشت درین هنگام سلطان محمد خوارزم شاه که خودش نیز مغول بود و در غور کم وبیش تسلط پیدا کرده بود بمنظور پیشگری از مبارزه شدید چنگیزیان اُمُرا و قوماندان های تحت امر خویش را در یک گرد همائی وسیع جمع آوری نمود مواضع هر یک را بر اساس ضرورت و مناسبت های سوق الجیشی تعین نمود که لازمه هر جنگ تعرضی و دفاعی میباشد سلطان محمد خوارزم ملک قطب الدین حسن بن علی بن ابی غوری را فرمان داد تا قلعه های غور را ترمیم وبازسازی نماید قلعه های غور را به اشخاص کارکشته مجرب وقهرمان به این ترتیب تفویض نمود: ملک التاب اختیار الملک دولتیار طغرائی را به قلعه کالیون ، قلاع غرجستان به عمید ربی پهلوان شیروان که بنده درین اواخر به منار شیروان(سیروان) که از ساخت ملک غیاث الدین غوری است آشنا شدم و آنرا به وب سایت جام غور معرفی نمودم ، قلاع غور را به ملوک غور ، شهر فیروز کوه را به ملک مبارزالدین شیرازی ، قلاع تولک به امیر حبشی نیزه ور سپرد زمانیکه به قلاع تولک متوجه میشوید حتماً به شما سوال پیدا میشود که تولک یک قلعه دارد درین زمینه باید بگویم : در تولک سه قلعه تاریخی وجود داشته یکی آن مشهور و دوم آن گمنام و سوم آن چندان شهرت ندارد که عبارت اند از قلعه تولک که مرکزی میباشد ، قلعه رزان (ریزان) قلعه استونه (استوانه).
ماجرای قلعۀ ریزان در جنگ سلطان مسعود غزنوی که شرح آن گذشت در تاریخ بیهقی آمده است واز قلعه استوانه در آن و دیگر کتاب های تاریخ نیامده و وجود عینی داشته فعلاً بعضی برج وباره آن قابل مشاهده است در جنوب غرب ولسوالی تولک موقعیت دارد و قلعه ریزان در شمال غرب ولسوالی تولک قرار دارد که آثار آن نیز موجود است.
حال می پردازیم به جنگ های چند مرحله ای چنگیزیان علیه تولکیان با آن شرح وبسطی که لازم است .




.png)