top of page

اخلاق

اخلاق
شد ستوده در جهان اخلاق نیک از حد فزون
نیست تاب گفتنش چون هست از طاقت برون
علم ودانش است شجر اخلاق بر او میوه است
گر ثمر ندهد درخت بی قدر باشد چون ستون
نخل عمرت پر ثمر گردد گر اخلاقت خوش است
هرکجا بینی که بد اخلاق خار است وزبون
کی نظر دارند سویت گر ترا اخلاق نیست
گویا بی بهره ای نبود ترا غیر جنون
حسن اخلاقت فزاید بر تو همت ای عزیز
سو اخلاقت بسازد قلب هر انسان خون
تا توان بر مسند اخلاق کم کم تکیه زن
هرکجا است متکا بر زیر سقف بی ستون
سنجش وزن کمال و وزنه اخلاق تو
زین بر آورد می شوی موصوف در قدر وشئون
خُلق را از خُلق خوش صیاد گروی همچو باز
می شود با این خصالت صدصف سرکش نگون
در میان چشم مردم جای تو چون مردمک
فُرصتت از دست مده تا جای خودگیری کنون
مردنت به گر ترا اخلاق بد آزو چنگ
مرده میباشد کسی اخلاق او شد نیله گون
آخر است عمر تو «نادم» روز وشب هشیار باش
از سر شکست ساز دائم چهره ات را لاله گون

bottom of page