top of page

اصالت

اصالت
نوده گر هست شیرین اصل او
با درخت تلخ سازی وصل او
بهر وصلش گرد او محکم ببند
چون عروسان که دارند دست بند
چند روز تا نخشکد وصله اش
آب پاشی کن مصفا چهره اش
آب یاری اش ز هر آب که هست
چشمه و کاریز و رود وسیل مست
تا ببار آید ورا محفوظ دار
همچو امثالش به او ملحوظ دار
گرچه با تخلین درخت پیوند گشت
لیک شیرینی او صد چند گشت
اصل او شیرین بود اندر سرشت
فرع او گر ترش وتلخ است یا که زشت
حاصل او میوه شیرین بود
بهره اش از هسته دیرین بود
هر شی از اصل خود دارد اثر
تربیت کمتر بود اندر نظر
تربیت بد اصل را تاثیر نیست
«نادما» بد اصل را تدبیر نیست

bottom of page