top of page

التجا
التجا
بر زبان و بر جنان بر همه حال ایخدا
حمد گویم زان توئی قابل بهر حمد وثنا
جمله اشعار تنم گر جملگی گردد زبان
کی توانم حسب لایق حمد گویم من ترا
بعد حمد خالق و پروردگار ذوالجلال
من بگویم حسب طاقت هم صلواة مصطفی
صد درد و دوصد سلام برچاریار حضرتش
هریکی بود است بمردم مقتدا و رهنما
جمله اصحاب و توابع جمله اهل بیت را
صد درد و دو صد سلام با صفا بی ریا
التجا بنده گی ام کن قبول از مرحمت ای بی عدو
گرچه هستم بنده ای عاصی و مجرم پر خطا
عامل کار نیکو گر نیستم دارم امید
با صراط المستقیم خود اهدنا یاربنا
خاسرم غرق گناهم هر چه هستم بنده ام
ای بکن برحال زارم لطف عامت را عطا
جسم و روح و فکر و ذکرم جمله گی
گشته آلوده به خسران رحم کن ای حضرتا
نیستم نومید از درگاه تو یا ذوالمنن
چونکه هست لاتقنطوا از گفته تو بیدغا
راه «نادم» هست طولانی ندارم توشه
تو ز رحمت کن مهیا توشه یوم جزا
bottom of page

