top of page

برق

برق
معجز است آنچه که ظاهر میشود از کار برق
چشم گردون گشته خیره زین همه پیکار برق
موتر و طیاره وماشین وکشتی هرچه هست
زاده ای افکار انسان رونق بازار برق
بی تحرک ساکت وجامد بود هریک بجای
گر نباشد قدرت پر همت سرشار برق
در فضا و در زمین در بحر وبر در روز وشب
هرکس هر جا بهره جوید از لب دُر بار برق
ظلمت شب از فروغش روز روشن میشود
لاله روید هرکجا از این دل خونبار برق
گرم سازد لانه سرد غریب ومستمند
مرحبا صد مرحبا بر همت بسیار برق
زینت هر محفل وباغ وسرا و رستورانت
آن زمان باشد که بیند جلوه ای رخسار برق
خصلت دوگانگی هرگز ندارد چون بشر
عدل و انصاف است حاکم در سپهسالار برق
لطف و دادش شد برابر آنکه شاه است یا گدا
همچنان همسان به بینند جمله گی گلزار برق
بی تفاوت بر سر هرکس چو مهر آید بتاب
نیست تبعیض و تمایز اندرین رفتار برق
سرعت رفتار او ناید به قانون حساب
تا اشاره کرده بینی «نادما» آثار برق

bottom of page