top of page

به سید عبدالقدیر (ساعد)

بستی کمر خویش الا نو سفر من
زین بستن خویش نیک شکستی کمر من
آندست بلا کیف خداوند بهمرات
همگام و رفیق تو بود این اثر من
در بعد فواصل اثر نیست بمائی
هر چند که شدی دور تو از چشم سر من
بیگانه بود کشور خارج همه بر تو
ز اخلاق حسن چهره نما بوم وبر من
نورسته نهال قد تو وقت بجا است
در علم وخرد کوش ایا نو ثمر من
سخت کوش بحفظ ادب ورسم وسنتها
منظور نظر ها شوی صاحب نظر من
از جانب من گوی سلامم چو فلک ها
بر هموطن و دوستی که پرسد خبر من
بنویس بمن نامه و آدرس به عجله
مرسول خودت فکس نما در حضر من
از راه مبایل ستلایت نوع که دانی
گه گاه نوازش بدهی گوش کر من
مسعود و موفق شوی ای (ساعد) سعدم
ای قرة الغین وضیا بصر من
تلمیذ نما پند گهر بار ز «نادم»
آویز تو بر گوش تجارب گهر من

bottom of page