top of page

توشیح
توشیح
قلم ایمونس راز نهانی
بیا اندر زبانی بی زبانی
نویس این نامه را از خون قلبم
نه بر آن دوستداران زبانی
ز جمله شرح کن درد دلم را
به آن یار صمیمی ام که دانی
بیا تا باتو گویم اسم وی را
بر آور نام وی گر هوشداری
به سصدو دو ده ویک نظر کن
سپس اظهار کن نام گرامی
مرکب حرف کن از دو دو مصرع
شروع از سه بود با عرض آتی
بدرد و غم تحمل کن همیشه
جزع بیهوده باشد در کمانی
مزن خنجر بسینه صبر میدار
چرا صبر است مفتاح العساری
بدان مقصود از توشیح من را
بگفتم از برایت گر بدانی
ز هجران هر زمان شب تا سحرگاه
ز دیده خون قلبم هست جاری
بود «نادم» مریض عشقت ایدوست
عیادت کن که این است رسم یاری

.png)