top of page

توصیه

توصیه
مرگم مطرب خوشخوان گمارید
که من را ماتم واندوه نشاید
به شبنم های گلبرگ سحرگاه
چنان شوئید دست کس نساید
شهید عشق را جز این نباید
کفن از لاله ها دوزید بر من
بامر گلرخان پوشید بر تن
به تکفینم نمائید رقص و شادی
به مستی و سماع کوشید بر من
که هرجا بی خود است آنجا بیاید
ز چوب تاک تابوتم بسازید
بساز مطربان روحم نوازید
ز آهوی ختن گیرید مشکی
به گرداگرد تابوتم بپاشید
که تا مستی کنار من بخوابد
بسازید تربتم در کوه ساری
کنار چشمه سار و آبشاری
بگیرد لانه آنجا هر چه وحشیست
ز طیرو ماهی وپستانداری
که آنجا قدرت خالق نماید
به گرد قبر من شمشاد بکارید
به تزئینش گل مرسل نشانید
ز گلها برگ ها پاشید بر من
چمن از لاله و سوسن بسازید
که تا بلبل در آنجا لانه سازد
گل و گلدسته های عطر بیزی
بنفشه یاسمین مشک ریزی
بدور مرمر سنگ مزارم
بکارید تا شود فرش عزیزی
که زیب پای آن دلدار آید
مرا قبر ومزاری بهر این است
مزین کردن خاکم بر این است
که تا گردد تفریگاه عالم
به امیدیکه یار آید همین است
کف پایش بخاکم گر بساید
ز آنچه کرده ام در روزگارم
ز جمله کرده های شرمسارم
بیا «نادم» از الطاف عمیمش
هر آنچه کرده ام امیدوارم
که نومیدی ز در گاهش نیاید

bottom of page