top of page

حصار

حصار
گر شناسی خویش را آب و گلی
آدمیت را بدان گر عاقلی
حاصلت آن است تا آدم شوی
غیر آن از تو نباشد حاصلی
آدمی را حق کرامت داده است
زین کلام حق چرا چون غافلی
کفر ومسلم هردو را اکرام داد
گر شوی مشکوک بی شک جاهلی
علم وحکت عقل دانش داد اوست
گر ندانی این سخن بس عاطلی
خیر بسیار است در انعام حق
از سر همت بجو گر قایلی
عزت مردم حصار و صخره است
غیر آن گر فکر کردی زایلی
مشکل ومشکل تراشی ساده است
مشکل است گر حل نمائی مشکلی
دل خراشی نیست کار عاقلان
دل بدست آور اگر صاحب دلی
آبروی مردمان نیست آب جوی
گر چنین دانی خری اندر گلی
«نادما» انسان را قدرش بدان
گر برای قدر خود خود نائلی

bottom of page