
خیرالبشر
خیرالبشر
از ما درود بی عدد بر آن شهی والا گهر
بر سرور عالی مقام آن سرمد خیرالبشر
باشد شفیع المذنبین طه لقب فخر جهان
شاه تمام اولیا شد تاج لولاکش بسر
بر آن رسول هاشمی آن عزو ختم انبیا
گیسوی او مانند شب رویش منور چون قمر
قرآن بود اعجاز او این است کمال مرتبت
دانای راز کن فکان بگزیده نسل بشر
من را کجا قدرت بود تا گویم اوصافش تمام
نارو قلم این تاب را در وصف آن نیکو سیر
گفت است خدای مهربان بر وصف آن خیرالانام
هستی تو با خلق عظیم هم گمراهان را راهبر
ناسخ شده ادیان را این دین عدل و رحمتش
دین کمال است در جهان ثابت شده اندر خبر
یارب بروی مصطفی با حرمت میلاد او
با آه سوزان هستیم با ناله و اشک سحر
با آنکه می سوزد به جنگ با آنکه می سازد به جبر
با آنکه گم کرده پسر با آنکه گم کرده پدر
از ریشه بر کن جنگ را بنیاد و ظلم ویران نما
از لطفت عامت ایخدا بر جانب ما یکنظر
از ریشه بر کن جنگ را بنیاد ظلم ویران نما
از لطف عامت ای خدا بر جانب ما یکنظر
ای داعیانرا رحمتی ای بی کسانرا شفقتی
توفیق ده مارا بصلح تامین آن کن زودتر
دست دعای «نادم» است بهر اجابت سوی تو
یارب رهان تو خلق را زین حالت پر شورو شر

