top of page

صدای صلح

صدای صلح
بهار است رنج بر دهقان مپسند
بامیدش دمی حرمان مپسند
که او نان آور است فرزانه همت
توخان هیچکس بی نان مپسند
بهاری صلح وکار است کار گر را
بکارش سکتگی یک آن مپسند
به تولیدش رفاه آرد بعالم
اذیت را باین جانان مپسند
غم ورنج وتکالیف و مشقت
باین سازنده دوران مپسند
الا ای ارتجاع ای دشمن خلق
بعالم آتش سوزان مپسند
بسوز آتش جنگت بسوزی
مگر یابی نجات این سان مپسند
به لفاظ دم از حق بشر چی
بشر را جمله گی یکسان مپسند
ترا گر عده بستوده باشند
جهان را جملگی نادان مپسند
نفاق وجنگ اصل جوهر تست
دیگر این خصلتت عریان مپسند
پسندندی هر آنچه ناپسند بود
دو رنگی را دگر پنهان مپسند
بتاریخ عاقبت محکوم گردی
برائت نامه دو نان مپسند
بتو ای هموطن گویم بخود آی
پلان شوم از ایشان مپسند
صدای صلح هر سو در طنین است
دگر آن گوشه هجران مپسند
خدا صلح خواهد و شیطان مگر جنگ
گر اسلامی گپ شیطان مپسند
بجز راه سعادت «نادم» از صدق
طریق دگر از رندان مپسند

bottom of page