
عشق
عشق
نحمدالله آنکه هست او مبتدا
نحمدالله نیست او را منتها
نحمدالله خلقت عالم نمود
از پس او خلقت آدم نمود
خلقت هر چیز بر ضد او کرد
حکمت هر چیز را بنیاد کرد
از میانه عشق بی ضد آفرید
عشق را بر ترز هر چیزی گزید
در حقیقت عشق را تعریف نیست
آنچه ما گوئیم او توصیف نیست
عشق را باشد دو تعریف صحیح
یا مجاز است یا حقیقت در صریح
هر دو را باشد هدف در امر دین
قرب حق باشد نباشد غیر این
از مجاز اندر حقیقت می رسند
نقد جانرا میدهند این میخرند
من همیگویم که عشق است اینچنین
گر قبولت می فتد یا رد این
عشق اگر بر سینه عالم زند
عالمی را در دمی بر هم زند
عشق را بر آب وگل برهم زدند
ذره ای در پیکر آدم زدند
عشق اگر در بحر وبر آید پدید
محو سازد هردو را چون برگ بید
عشق اگر بر ظلمت دنیا دمد
نور او چون روز در آنجا رسد
عشق اگر خواهد جهان ویران کند
لمحه هم دیر است زود از آن کند
عشق اگر بر شوره زارو خار زار
نور افشاند شود گلزار زار
عشق اگر خواهد که سوزاند زمین
خاک وخاکستر شود اندر یقین
عشق عاقل را دمی مجنون کند
در دمی دگر جنون بیرون کند
عشق آتش می فروزد در جهان
ناگهان گلزار سازد هم زمان
عشق آتش سرد کرد اندر خلیل
داد صفا را جزا بیحد جزیل
عشق جاری می کند از چشم سیل
قطره های چشم سازد رود سیل
عشق سازد هر مراد را حصول
عشق سازد هر دعای را قبول
عشق عاشق را بدریا می کشد
همچو مجنونش بصحرا می کشد
عشق عاشق را مسرت میدهد
گر بخواهد هم مضرت میدهد
عشق سازد هم عزیز وهم ذلیل
هر چه خواهد آن کند بی قال وقیل
عشق یعنی برخی از اعجزاز هاست
سر از اسرار و از انباز هاست
((مذهب عاشق ز مذهب ها جدا است
عاشقانرا مذهب وملت خدا است))
هرکسی از درک وفهم خود عیان
عشق را گوید چنین است یا چنان
ای عزیزم آنچه را خود گفته
از ضمیر خویشتن دُر سفته
عشق دانم هستی ات بر باد داد
قلب پاکت بر کف صیاد داد
آنچه را میخواستی از عشق پاک
دل پریشان چشم گریان سینه چاک
آن نشد حاصل که گردی شاد کام
تا شود آهوی وحشی بر تو رام
هم شنیدستی مثال رنج و گنج
نیست گنجی بر جهان تا نیست رنج
عامل رنج و غم تو عشق شد
روز ها هر گام تو بر صدق شد
عشق را مکروب دانی زین سبب
عشق را مردود دانی از غضب
نه عزیزم عشق باشد دُر ناب
کم میسر میشود در شیخ وشاب
عشق را در جامعه محدود دان
عاشقانرا واصل مقصود دان
عاقبت جانم تو واصل میشوی
برمز او خویش نایل میشوی
عشق را بستوده اند اندر جهان
مرشدان کامل و هم عارفان
سعی کن تا عاشق صادق شوی
در دبستان بیش ازین لایق شوی
ای شفیق الله «شفیق» مهربان
ارجمند خوش کلام نکته دان
اندرین مورد بود صد ها کلام
نیست «نادم» را دگر وقت السلام

.png)